به اين امر نامزد ، و حكّام گرجستان و آذربايجان را نيز بموافقت و همراهى ايشان مأمور ساختند . پس در دوازدهم صفر موكب مظفر از نادرآباد رايت - افراز ظفر گشته ، روز دوشنبهء دهم ربيع الاول وارد هرات ، و چمن كهدستان 1253 يكفرسخى شهر ، مقرّ الويه گيتىستان گرديد . چون بسبب بعضى مشاغل ملكى تأخيرى در ورود شاهزاده رضا قلى ميرزا در موعد مقرّر بوقوع پيوست . حكم و الا نافذ شد كه شاهزادگان كامگار ديگر : شاهرخ ميرزا و امامقلى ميرزا با على قليخان ، ولد اكبر ابراهيم خان كه بايالت ارض اقدس سرافرازى داشت ، مقيّد بورود رضا قلى ميرزا نشده ، زودتر وارد هرات شوند . و رضا قلى ميرزا از راه زورآباد 1254 و قراتپه 1255 بادغيس بموكب همايون ملحق گردد .
شاهزادگان نيز با عليقلى خان در هيجدهم ماه وارد خدمت خديو ارجمند ، و بشرف تقبيل بساط مقدّس سرافراز گشتند . چون تخت طاوسى ، كه در ايّام سالفه ، در هندوستان ، سلاطين « 1 » آنجا باتمام رسانيده بودند ، بعد از تسخير شاهجهانآباد بجواهرخانهء همايون منتقل گشته بود . لهذا همّت و الا بلند شاهنشاهى ، كه اورنگ نه پايهء فلك را پستترين درجات شأن خود ميداند ، بر آن تعلق يافت ، كه در برابر آن سريرى ديگر با خيمهاى كه لايق آن تخت و شايستهء چنان شاهنشاهى فيروزبخت باشد ، مكلّل بجواهر « 2 » آبدار و لآلى شاهوار ترتيب دهند . لهذا بعد از حركت از شاهجهانآباد به حكم همايون استادان صنايع كار و مهارتپيشگان جواهرنگار هندى و ايرانى ، بسرانجام آن تخت و خيمه گوهرآيين پرداخته ، مدت يكسال ، كه ايّام راه بود ، تخت مزبور را بهمت خسروى از لآلى غلطان و گوهرهاى رخشان ، كه هريك با خراج اقليمى برابر و در بهاء و صفا با گوهرهاى شبچراغ ماه و لعل درخشان آفتاب همسر بود ، در كمال زيب و فرّ ترتيب داده ، خيمهاى نيز درخور آن مكلّل بمرواريد آبدار و گوهرهاى شاهوار نقشپذير انجام ساخته ، و بتخت و بارگاه نادرى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ط » : « پادشاهان با شوكت و فر »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « مرصع بدرارى »