آزاد گردن آزادگى برافراشت . رسول نسيم بهار با هديهء مشكبار از جانب داراى فريدونفر فروردين ، بار وصول بپايتخت گلزار گشود . سلطان ياقوت افسر گل بر تخت زمردفام گلبن تكيه زده بزم خرمى و شكفته طبعى به روى جگرگوشگان گلشن آراست . ملك دينار غنچه قلعهء خود را به روى لشكر ربيع گشوده از خردهفشانى متقبل مال و خراج گرديد . ساحت گلزار از رستن گلهاى لالهعباسى بندرعباسى شد . توران زمين جهان بتركتازى جنود قواى ناميه به تصرف قزلباش گل درآمد . خوارزميان دى ، كه غارتگران صحن چمن و يغمائيان دار الملك گلشن بودند ، سر بپوستين گمنامى كشيدند . و اوزبكان تنگچشم شكوفه و ازهار بچاكرى كوشيدند . گلهاى نافرمانى فرمانبرى اختيار كردند و اتراك صحرانشين رياحين دستهدسته روى اطاعت بدربار سلطان بهار آوردند .
چون از ابتداى كار كه مشعل عالمافروز اين دولت نادره از پرتو تأييدات الهى روشن و بر ساحت جمال جهانيان ضياءافكن گشت ، طريقهء مرضيه آن حضرت آنست كه هريك از گردنفرازان كه به اين دولت خداداد سر بسركشى برآورد به زور بازوى اقبال بىزوال شاهنشاهى از پاى درآورند ، و بعد او را باز از عين مروت دستگيرى كرده ، بر صدر كاميابى جا دهند .
درينوقت كه خدايار خان عباسى خداگير و اسير سلسلهء تقدير شد ، عاطفت خسروانه ، كه در كامبخشى دوست و دشمن بر سر بهانه است ، به او از در اعانت درآمده ، به حكم فتوت ولايت سند و تهتها را به قسم انقسام داده ، تهتها را با بعضى از ولايات سند به خدايار خان مرحمت ، و او را به شاهقلى خان ملقب و مخاطب و سرافراز ساخته و يك سمت سند را كه به بلوچستان اتصال دارد به محبت خان ، حاكم بلوچستان عنايت ، و شكارپور 1241 را با بعضى از ولايات سند ، كه در جانب عليا واقع شده بود ، بخوانين داود پوتره 1242
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٣٤٣