مشتمل بر جنگل و كوهستانات صعب بود ، بعنايت الهى و زور بازوى همّت شاهنشاهى ، توپخانه را در كمال سهولت از آن مواضع گذرانيده ، در پنجم شهر شوّال وارد ديزهء « 1 » اسماعيل خان 1228 گشتند . اگرچه اسماعيل خان اوّلا بقلعهدارى پرداخت ، امّا چون ثبات و قرار خود را در برابر سطوت خديو فريدون اقتدار ، از قبيل معاملهء مشت خس با التهاب نارديد و اهالى آن سرزمين را مانند گياه علفهء داس تيغ آتشبار يافت ، با رؤساى ديزه بدائره اطاعت درآمد . هرچند كه كنار درياى اتك عزيمت سمت سند مقصود ضمير جهانگشا بود و شش هفت كشتى را بنابر ملاحظهء حزم از مفاصل شكافته حمل فيلان كوهتوان كرده همراه آورده بودند كه در حين ضرورت به يكديگر اتّصال دهند ، امّا چون ديزهء اسماعيل خان نزديك بدرياى اتك بود كشتيهاى بسيار جمع و سفائن كه همراه بود بهم پيوسته ، توپخانه همايون و عمله و مستحفظان توپخانه را با كشتيها از روى دريا روانه ، و از منزل مزبور لواى جهانگشا را بجانب ديزهء غازيخان 1229 نهضت داده ، و در پانزدهم ماه مزبور ديزه مذكور را مركز دايرهء دولت ساختند . غازيخان و سركشان آن ديار روى نياز بدرگاه فلك اقتدار آورده ، تمامى قلعهجات آن نواحى در عرض راه ، كه از سوابق زمان بسركشى معتاد ، و در مقام خوددارى و استبداد بودند ، مقلّد قلّادهء انقياد گشته ، مورد عفو و امان ، و اسماعيل خان و غازيخان هريك بدستور سابق بزميندارى ديزهجات خود فائز شده ، مشمول عاطفت و احسان گشتند . از آنجا كه خديو بيهمال را از مبادى حال شيوهء كريمه آن بود كه سالكان طريق ضلالت را اوّل بمنهج اطاعت دلالت نموده ، بعد از اتمام حجّت بتنبيه او پردازند و از شآمت « 2 » سركشى آگاه سازند ، فرمان به خدايار خان صادر گشت كه در هر باب خود را دربدر و رعاياى ملك را گرفتار ورطهء شور و شر نساخته ، حكم مبارك را
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « دهنه »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « عاقبت »