يافته ، به حكم همايون رودخانه اتك را نيز جسر بسته ، جنود مسعود ظفر نمود ، فوج فوج آغاز مرور و عبور كردند . چون كوهستان آن ناحيه بسكناى افاغنهء يوسف زائى « 1 » 1220 اختصاص داشت ، و آن طايفه صاحب جمعيّت موفور و عدّت غيرمحصور ، و در عهود سابقه هميشه مصدر انواع فتن و شرور ، و پادشاهان سلف از تنبيه ايشان بقصور بودند ، رأى جهانآرا بتأديب آن جماعت ديوسرشت وحشىخصال ، كه در حوزهء ممالك محروسه سكنى داشتند ، تعلّق يافته ، افواج قاهره را گروه گروه بمساكن ايشان ، كه جبال آسمانشان بود ، روانه فرمودند . اكثر آن طايفه پاىبست سلسلهء پاداش عمل ، و گردن عمر آن سركشان همآغوش تيغ اجل گشته ، بقيّهء رؤسا و سركردگان و سرخيلان پا به راه انقياد « 2 » گذاشتند . فوجى عظيم از آن طايفه بملازمت ركاب ظفر انتساب امتياز يافته ، موكب همايون از راه پيشاور و خيبر و جلالآباد نهضت فرموده ، در غرّهء مبارك ماه رمضان وارد دار الملك كابل و در آنجا تمام سركردگان و سرخيلان افاغنهء آن ولايت شرفاندوز جبههسايى آستان سپهربنيان ، و مورد عنايت بيكران گشتند .
به همه جهت از ولايت سمت غربى اتك ، كه بدولت عليّه نادريّه اختصاص داشت ، چهل هزار نفر افغان پيشاور و كابل و جماعت هزاره و باقى ايلات كوهنشين در سلك ملازمت انعقاد داده ، روانهء هرات ، و كس تعيين فرمودند كه در آنجا مشغول سرانجام دادن ضروريات و ما يحتاج و استعداد آن جماعت بوده باشند ، تا رايات نصرتآيات وارد هرات شود . شش روز خطّهء كابل مضرب سرادقات خلافت گشته ، بانتظام مهامّ آن نواحى پرداختند ، و جواهرخانه و خزاين و زوائد اسباب خاصه و احمال اردوى همايون را با فيلخانه و توپخانه بزرگ روانهء هرات ساخته ، صوبهدارى كابل و پيشاور را كماكان دربارهء ناصر خان برقرار و او را با جمعى از خوانين نامدار و
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « يوسف زانى »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « سر به راه اطاعت »