چمشكزك چرخچىباشى را بسفارت روم ، و سردار بيك قرقلو توپچىباشى جلو نصرت پيشرو را بممالك روس فرستاده ، و مساوى دوازده هزار تومان جواهر و مرّصعآلات با چهارده زنجير فيل برسم ارمغان بجهة پادشاه سكندرجاه روم ، و معادل آن براى پادشاه خورشيدكلاه روس فرستادند و در بيستم ماه رجب ايلچيان عازم مقصد گشتند .
از اخبار بهجتآثار اينكه : در آخر ماه عريضهء شاهزاده رضا قلى ميرزا به نظر انور رسيد كه ايلبارس خان ، والى خوارزم ، از حركت و الا بجانب هندوستان آگاه و ميدان را خالى تصوّر كرده ، جمعيّت موفور اوزبكيّه و تركمانيّه خوارزم را فراهم آورده ، بعزم تاخت سرحدات خراسان وارد طژن ، و به پنج فرسخى سرخس آمده ، قراولان طرفين به يكديگر برخورده ، دو تن از لشكريان اين طرف دستگير اوزبكيّه شده ، از قرار تقرير گرفتاران ورود موكب شاهزاده به سرخس معلوم ايلبارس خان گشته ، ديگر پاى جرأت بپيش نگذاشته ، به سمت ابيورد روانه ، و قلعهء موسوم به قاخلان 1217 را ، كه ما بين نسا و ابيورد واقع است ، محصور * و بطرح يورش و افكندن شورش * « 1 » اساس آن قلعهء محكم بنا را گرفتار لجّهء 1218 شور و شر ساخته ، اگرچه اهالى آنجا در قلعهدارى ميكوشيدهاند ، امّا همانوقت داروغهء قلعهء مزبوره در ابيورد براى خبرگيرى حال قلعگيان با جمعى عزيمت قلعه نموده ، از اتفاقات در اثناى گير و دار ، گرد و غبار جمعيّت داروغه به نظر ايلبارس درآمده ، بتصوّر اينكه موكب شهزاده است كه بسروقت او رسيده ، بر فرق دولتش غبار ادبار « 2 » 1219 افشانده ، سراسيمه ترك قلعهگيرى كرده ، مانند بخت خود برگشته ، بخوارزم رفته و جمعى كثير از اوزبكيّه كه به آن نواحى دست تطاول گشوده و فرصت نيافته بودند كه به اوزبكيّه و جمعيّت خود ملحق شوند در گوشه و كنار عرضهء شمشير آبدار گشتهاند . پس رايات جهانگشا بجانب مقصد اعتلاء
هامش
( 1 ) - در نسخهء « خ » عبارت بين دو ستاره چنين است : « و با حمله و هجوم »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « نكبت و بدبختى »