آب گذشته در آن مكان ، سمت رودخانه نصب سرادقات سپهر نمود نمودند .
مقارن آن فوج كثير از جنود سنديه بسركردگى زميندار آدينهگر ، كه سلسلهء جمعيت را انقعاد داده ، به امداد زكريا خان ناظم صوبهء لاهور مىآمد ، در محل ملكپور 1179 ، شش گروهى لاهور ، مشهود ديدهء قراولان گشته ، فيما بين كار بستيز و آويز انجاميد و ايشان نيز بياران پيوستند ، مگر معدودى « 1 » كه باقتضاى قضا از حلقهء دام كمند دليران رهايى يافتند . بعد از ورود موكب همايون بحوالى لاهور كه باغ شعلهء ماه 1180 مقرّ كوكبه عز و جاه گرديد . زكريا خان چون معارضهء خود را با فوج منصور ، از قبيل معارضهء ظلمت با نور ديد ، كفايت خان وكيل مهمات خود را بطلب امان بدربار عزّ و شان فرستاد ؛ و خود نيز روز ديگر بر جبههسايى آشيان فلكبنيان فايز گشته ، بيست لك 1181 زر و صد زنجير فيل كوهپيكر و هداياى ديگر برسم پيشكش از پيشگاه حضور انور گذرانيده ، لوازم خدمت و انقياد بتقديم رسانيده ، خلاع « 2 » فاخرهء خسروانى و اسب تازىنژاد ، با ساخت و زين زرّين و كمر و خنجر و شمشير مرصع به او عنايت و نوازشات ديگر درباره او مبذول ، و ايالت لاهور بدستور سابق به او محوّل و موكول گشت . فخر الدين خان ولد ناظم صوبهء كشمير ، كه مردم كشمير از حكومت او كنارهگير و رهنورد وادى اطاعت او نبودند و بىسرو سامان در لاهور توقّف داشت ، را باز بايالت آن ملك سرافراز كرده روانهء آن ولايت ، و ناصر خان صوبهدار را كه از جملهء گرفتاران و در ركاب نصرت اقتران مىبود مجددا بصوبهدارى كابل و پيشاور سربلند و فوجى را تعيين فرمودند كه بمحافظت و ضبط كشتيهاى پنجاب 1182 پرداخته ، متردّدين را روانه اردوى ظفرقرين نمايند .
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « تعدادى »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « ثياب »