تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
شمشيرهاى آخته « 1 » بايشان درآويخته « 2 » تا پاى قلعه سرافشانى كردند . همان روز عزم بلند خديو هفت كشور ، بتسخير قلعه كمر بسته اطراف شهر را محصور جنود منصور ساختند ؛ از يكطرف به حكم و الا توپهاى قلعه‌كوب را بر فراز كوه كشيده ، برج مشهور به عقابين 1153 را ، * كه هم پرواز نسر طاير 1154 و آشيان عقاب زرين بال چرخ دائر است * « 3 » ، طعمهء توپهاى برق‌آثار ، و از يكجانب ابر مطير 1155 خمپاره‌ها را بر حال قلعگيان صاعقه‌بار ساخته ، زلزله در بنيان ثبات برج و حصار و اساس قلعگيان انداختند . چند روز اهل قلعه مانند موى آتش‌ديده ميان شعلهء شور و شر بر خود پيچيده ، و چون تاب و توان را از خود مسلوب ديدند ، روز دوشنبهء دوازدهم ماه مزبور بهمراهى كاروان عجز و ناتوانى وارد دربار سپهر اقتدار عرش مبانى شده ، و به زبان نادانى
أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا
« 4 » اعتراف بقصور و نافرمانى كرده ، قلعه را سپردند . ضابطان پيشكشهاى لايق از پيشگاه نظر اقدس گذرانيده ، خزانه و جبه‌خانه و فيلخانهء پادشاهى كه در ارك بود ، بضبط سركار خاصهء شريفه تعلق پذيرفت . شهزاده نصر الله ميرزا ، كه سابق از منزل قراباغ بتنبيه سركشان غوربند و باميان و قلعهء ضحاك 1156 مأمور گشته بود ، متمردين را تنبيه و قلعه‌جات ايشان را تصرف ، و آن جماعت را بحوزهء اطاعت درآورده ، در بيست و چهارم ماه مزبور از راه چار يك كار وارد ، و شرف‌اندوز تقبيل بساط خديو كامگار گرديده ، مقارن آن عريضه محمد عليخان بصحابت قاصد ملحوظ نظر فرخنده مقاصد شد به مضمون اينكه از دولت گوركانيه او را نه جواب مىدهند و نه رخصت اياب . لهذا احدى از يساولان ديوان را بچاپارى تعيين ، و نامهء همايون بپادشاه والاجاه هند نگارش يافت به اين مضمون كه قبل برين على مردان خان شاملو و بعد از آن محمد عليخان بسفارت روانهء دربار سپهر اقتدار شاهى شدند و در خصوص سد راه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « با شمشيرهاى كشيده . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « بايشان رسيده » ( 3 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد . ( 4 ) - سورهء 7 ، آيهء 155 ، معنى : « هلاك ميكنى ما را به آنچه كردند بيخردان ما ؟ »