غازيان تمامى مساكن و اوطان ايشان را پايمال سم ستور ، و بسيارى از رجال را مقتول و نسوان را مأسور 1148 نموده ، اين مراتب را بعرض و الا رسانيدند و حكم محكم بصدور پيوست كه اسرا را مطلق العنان ساخته ، فوجى از آن جماعت را براى ملازمت بركاب نصرت انتساب حاضر سازند . همچنين افاغنهء هزارجات كوهستان غزنين هريك كه بسركشى گردن افراخته بودند چون درخت سالخورده بنيروى بازوى شوكت قاهره از پاى درآمدند ، و هريك كه پا بجادهء انقياد گذاشته بودند سرافراز عفو خديو بندهنواز گشتند . از آنجا لواى توجه بجانب دار الملك كابل افراخته اعزه و اهالى كابل در دو منزلى طريق استقبال پيموده ، ادراك تقبيل عتبهء سعادتپرور نموده و بتشريف خلاع فاخره پيرايهء شرف دربركرده رخصت انصراف يافتند . بعد از مراجعت ايشان جمعى از افاغنه و سپاهى كابل از جاده انقياد نكول ، و شرزه خان و رحيم خان 1149 كوتوالان قلعه در پناه حصار قلعهدارى از راه نادانى درآمده ، 1150 روز شنبهء سوم ربيع الاول پيشخانهكشان موكب همايون پيشخانهء و الا را بحوالى قلعه رسانيدند . جمعى از قلعگيان از در ستيز پاى جلادت بيرون گذاشته آغاز محاربه كردند .
حاملان پيشخانه چون مأمور بجنگ نبودند ، به حال ايشان نپرداخته ، نصب سرادقات گردون شكوه و وضع احمال اردوى انجم گروه را در اولنگ 1151 نيم فرسخى سمت شرقى شهر نموده ، كوكبهء جهانگشا نيز بعد وارد آن مكان گشته ، روز دوشنبهء پنجم ماه مزبور بعزم سير سواد شهر و ارك بجانب كوه سياه سنگ 1152 آهنگ ، و آن طايفه باز بهواى روز پيش بازدحام تمام از قلعه برآمده مبادرت بجنگ و شروع بانداختن توپ و تفنگ كردند . اينمعنى مهيج مادهء غضب خاقان گشته « 1 » ، جمعى را كه در آن وقت در ركاب اقدس حاضر بودند « 2 » ، بتنبيه جماعت اشاره فرمودند ، مأمورين اسب برانگيخته و با
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » . « محرك آتش حضرت ظل اللهى گشت . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « در خدمت آماده بودند . »