فرار اشرار به آن شاه والاتبار اشعار ، و از جانب آن حضرت نيز تعهّد آن مطلب به عمل آمده ، بنابر وعدهء آن پادشاه ذيجاه ، كوكبهء عزّ و جاه وارد قندهار گشت . بعد از آنكه خلف وعده ظاهر شد ، ايلچى ديگر را براى تجديد مذاكره روانه ساختيم . الحال يكسال متجاوز شد كه او را نگاهداشته بجواب نامه نپرداختند . اوّلا در باب وعده كردن ، و ثانيا خلف آن به عمل آوردن ، بعلاوهء آن ايلچى را بخلاف قانون سلف يكسال نگاهداشتن ، و جواب مكتوب همايون را در عقدهء تعويق گذاشتن همانا ناشى از مخالفت و بيگانگى و منافى آثار دوستى و يگانگى خواهد بود . بعد از فتح و تسخير قلعهء قندهار چون وهنى و قصورى كه از افاغنه به ايران صدور يافته بود زياده بر آن بممالك هندوستان واقع شد « 1 » ، مظنون اينكه البته تنبيه آن طايفه مرضى طبع اقدس شاهى مىباشد و نيز اين دو دولت را هوىخواه يكديگر مىدانستيم ، متوجه تنبيه آن جماعت گشتيم . بعد از تنبيه آن جماعت چون مردم غزنين 1157 از باب آداب برآمده بودند ، مشمول نوازشات گشتند . امّا اهالى كابل 1158 قطع نظر از آنكه بايست ورود رايات نصرتآيات را مغتنم شمرده ، در عالم اتّحاد بين الدولتين بلوازم خدمتگزارى و اعانت پردازند ، در سعادت را بر روى خويشتن بسته ، با افاغنه اتّفاق و اظهار مراسم شقاق 1159 و نفاق كردند . چون اين حركت منافى طريقهء آداب و پاسدارى حركت موكب ظفر كوكب بود ، از راه يگانگى كه بين الحضرتين تحقيق داشت ، در مقام تأديب آن طايفه درآمديم ثانى الحال كه براهنمايى قائد نياز روى اميد بدرگاه معدلت طراز آوردند ، ايشان را بنابر خاطر * آن پادشاه مورد عفو و مشمول احسان فرموديم * « 2 » ، و مقرّر داشتيم كه احدى متعرض مال و حال ايشان نگردد و ما را از مبادى حال الى الان سواى تنبيه آن افاغنه منظورى نبوده ، باز همان دوستيها منظور
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « واقع شده بود »
( 2 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره چنين است : « آن برادر مشمول لطف ما شدند »