در سر راه ممانعت مفسدين قندهار نمايند . بعد از مراجعت عليمردانخان براى تجديد و يادآورى ، محمد عليخان قوللر آغاسى ولد اصلانخان را ، كه عمدهء امراى ايران بود ، بسفارت مأمور ، و پادشاه همايون جاه جواب سابق را اعاده و مذكور ساخته بودند . در اوائل كار قندهار كه افاغنهء آن ديار به سمت كابل آغاز فرار كرده بودند ، فوجى از غازيان براى تسديد راه ، و تنبيه آن طايفه بجانب قلات مأمور گشتند . امّا تأكيدات به عمل آمد كه نظر بدوستى قديم ، كه فيما بين هند و ايران تحقّق دارد ، از حد مملكت تجاوز نكرده ، سامان محبت را از دستانداز جنود فتن محفوظ ، و مراعات حال رعايا و اهالى آن دولت ابدپيوند را مرعى و ملحوظ دارند . و سركردگان لشكر منصور منزل كمانك 1140 ، چارفرسخى آن مملكت ، را تا منتهاى كوهستان آن ناحيه تاخته و از آنجا به اولنگ مرغه 1141 چپاول انداخته قريب هزار نفر از جماعت غليجايى را ، كه در آن نواحى بودند ، معروض تيغ هلاك ساختند . مال و اسير « 1 » بسيار از ايشان بدست آورده ، تتمه « 2 » به سمت غزنين و كابل فرار نمودند .
در خلال اين حال معلوم گرديد كه از دولت عليّه گوركانيه كسى بسر راه مأمور و مانع عبور و مرور آن فوج مقهور نيست ، غازيان بنابر اينكه مأذون از خدمت اقدس نبودند كه از مقام مقرّر قدم فروتر گذارند ، در آنجا مكث و چگونگى را بعرض عاكفان عتبهء خلافت رسانيدند . بعد از وصول اين خبر محمد خان تركمان را برسم سفارت براى استفسار خلف وعده تعيين ، و در پانزدهم محرّم الحرام سال قبل بعزم چاپارى از راه سند روانهء هندوستان فرمودند و ضمنا اشارتى در باب كابل و غزنين به كار رفت . اما امر مؤكّد بصدور پيوست كه زياده بر چهل روز در آن ولايت مكث نكرده ، زود جواب بخاقان بحر و بر و هفت كشور رسانند . محمد خان وارد هند و ابلاغ پيام همايون
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ج » ، « ح » : « استر »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « بقيه »