انديشهء باطن و ظاهر است . تا يك ماه گريبان اين مطلب در كشاكش سر - پنجهء گفتگو مىبود . چون مبالغه از حدّ گذشت حضرت ظلّ اللهى فرمودند كه از زمان رحلت حضرت سيد المرسلين و خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و على آله و سلم ، چهار خليفه بعد از يكديگر متكفل امر خلافت شده كه هند و روم و ترك همگى بر خلافت ايشان قائلند ، و در ايران نيز سابقا همين مذهب رائج و متداول بوده است خاقان گيتىستان شاه اسماعيل صفوى طيّب اللّه ثراه و جعل الجنة مثواه 1051 ، در مبادى حال بنابر صلاح دولت خود ، آن مذهب را متروك و تشيّع را شايع و مسلوك ساخته ، بعلاوهء آن سبّ 1052 و رفض 1053 را ، كه فعل بيهوده و مايهء مفاسد است ، در السنه و افواه عوام و اوباش داير و جارى كرده ، شرر شرارت بر چخماق زده ، بر همزنى برانگيخته و خاك ايران را به خون فتنه و فساد آميخت . و مادام كه اين فعل انتشار داشته باشد اين مفسدهء عظمى از ميان اهل اسلام رفع نخواهد شد . هرگاه اهل ايران بسلطنت ما راغب و آسايش خود را طالب باشند اين ملت را ، كه مخالف رويهء اسلاف كرام و آروغ 1054 عظام نوّاب همايون ماست ، بايد تارك گردند « 1 » . ليكن * چون امام همام « 2 » جعفر بن محمد الباقر عليه السلام امام به حق ناطق است * « 3 » ، او را سر مذهب خود دانسته ، در فروعات مقلّد طريقه و اجتهاد آن حضرت باشند .
ايشان نيز متفق الآراء اين حكم را بسمع رضا اصغاء داشته ، گل جعفرى اين مذهب حنيف 1055 را آرايش دستار روزگار خود ساخته ، و وثيقه براى تأكيد و استقرار اين مطلب مرقوم و به مهر پاك اعتقادى مختوم كردند و بخزانهء عامره سپردند . آن حضرت نيز مسؤول ايشان را پذيراى قبول و گلشن آرزوى ايشان را بارور ميوهء حصول ساخته ، فرمودند كه چون پادشاه والاجاه روم ، خادم حرمين شريفين است ، ما در مقام دوستى اين عهد كه از جانب
هامش
( 1 ) - نسخهء « و » عبارت « و بمذهب سنت و جماعت سالك گردند . » را اضافه دارد .
( 2 ) - نسخه « ح » كلمهء « حضرت » را در اينجا اضافه دارد .
( 3 ) - در نسخه « و » عبارت بين دو ستاره چنين است : « چون حضرت امام جعفر صادق عليه السلام ذريه رسول اكرم و ممدوح امم ، و اهل ايران بمذهب آن حضرت آشناست »