شهريار جهانرا در صدر انجمن همدوش فرقدان ساختند . سران سپاه و عظماء بارگاه و خدمتگزاران جانسپار و حجّاب و خدمتپيشگان دربار رخصت بار يافته ، * مانند انجم هاله بدر آن دايره گشتند . * « 1 » در آن روز فيروز بعد از انقضاء هشت ساعت و بيست دقيقه طالع بشش درجهء اسد ، خديو گردون وقار فرق فرقدان سارا بافسر گوهرنگار آراسته ، با فرّ فريدونى و شكوه سليمانى قدم بر فراز تخت جهانبانى گذاشته ، زبان حال را بدين مقال گويا فرمودند :
نوبت به من افتاد بكوبيد كه دوران * آرايشى از نو بكند مسند جم را .
غريو تهنيت از نقارهخانه و ولولهء مباركباد از كوس و كرناى شاديانه 1062 برخاست و فتنههايى كه از گردش آسمان در ايران برخاسته بود فرونشست .
بهمدستى تأييدات الهى دست و بازوى قدرت گشوده و دست آشوب زمانه بر پشت بسته شد :
افسر سلطان گل پيدا شد از طرف چمن * مقدمش يا رب مباركباد بر سرو و سمن
خوش بجاى خويشتن بود اين نشست خسروى * تا نشيند هركسى اكنون بجاى خويشتن .
رؤوس منابر و وجوه دنانير بنام نامى و القاب گرامى آن خسرو دادگر زيب و فرّ يافت ، و انوار آفتاب جهانداريش بر در و ديوار شبستان معمورهء جهان تافت ، و جناب سيادت مآب هدايت اكتساب ميرزا قوام الدين محمد قزوينى « الخير فى ما وقع » را تاريخ جلوس يافته ، و بعضى از نكتهسنجان قزوين « لا خير فى ما وقع » خواندند . * « 2 » تاريخ قوامى را سكه دار الضرب كرده ، بر روى ديگر آن « السطان نادر » نقش كردند *
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره چنين است : « مانند هاله بدور آن دايره گشتند . »
( 2 ) - در نسخهء « و » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .