تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
به صد هزار مىرسيد ، در درگاه سپهر اشتباه نظم انعقاد پذيرفت . پس آن طايفه را تمام بدرگاه جهان‌پناه احضار و بوساطت معتمدان مكنون خاطر اقدس را بايشان اظهار كرده ، فرمودند كه شاه طهماسب و شاه عباس هر دو پادشاه و شاهزادهء ايشان در مهد و سرير بقا موجودند ، ايشان را و يا هركس را كه برازندهء افسر سرورى مىدانند برياست و سلطنت بردارند ، آنچه حقّ كوشش بود درين چند سال بجا آورده و ولايات ايشان را با اسيران ايشان از دست افغان و روس و رومى خلاص « 1 » كرده‌ايم . نظم :
حاليا مصلحت وقت در آن مىبينم * كه كشم رخت بميخانه و خوش بنشينم .
بعد از ابلاغ اين پيام همگى آن جماعت دست خودشان را بدامن عجز زده عرض كردند :
تا ز ميخانه و مى نام و نشان خواهد بود * سر ما در قدم پير مغان خواهد بود .
امروز پادشاهى حق آن حضرت است كه به آب شمشير آتشبار خاك ايران را از دشمن بادپيما 1049 پرداخته و به برق تيغ صاعقه‌بار آتش بخرمن هستى اعداء انداخته ، هرگاه حضرتش ديده از ما خاكساران برگيرد ما ديده از خاك سارى درگاه او برنمىگيريم :
از آستان پير مغان سر چرا كشيم * دولت درين سر او گشايش درين درست .
آن حضرت فرمودند : ما را هوس تاج و افسر و هواى « 2 » سرورى در سر نيست 1050 ، اين نوع سخنان را موقوف داريد كه منافى رضاى خاطر و دور از
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » و « ط » : « رها » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « ولاى »