ظفرقرين هجومآور شده توپخانهء روى تل را تصرّف كردند . بنيان پايدارى قلب سرعسكر نيز از صدمات توپهاى گران درهم شكسته رو بوادى انهزام آورد . * يكّهتازان جلادتآيين و نيزهگذاران ظفرقرين ، كه در طرح و كمين مهيّاى كين بودند * « 1 » ، باشارهء خديو روى زمين از يسار و يمين بتعاقب سواران پرداخته ، فوجى نيز بپيشروى پيادگان برآمده صيدهاى بدام افتاده را جرگهوار احاطه كرده بسرافشانى دست يازيدند ، كار بجايى رسيد كه يكنفر تفنگچى چريك ده نفر ينگچرى پيلتن را پيش انداخته مىآورد .
سواران لشكر تا كنار آرپهچاى از عقب ايشان شتافته ، در آن روز پنجاه هزار نفر متجاوز از آن گروه عرضهء تيغ هلاك و اسير خم كمند فتراك شدند .
عبد اللّه پاشاى سرعسكر را رستم نام قراچورلو دستآويز كرده زنده مىآورد ، او را جمعى شناخته چنان كه عادت اوباش است به او درآويختند . پاشاى ناتوان بهجوم كشاكش ايشان از اسب درغلطيده ، سر سركشش به سنگ درآمده نيم جان گشت . قراچورلو چون صيد خود را نيم بسمل 1005 ديد او را ذبح كرده سرش را به نظر انور رسانيد . « 2 » چون طالعش در محافظت آن بزرگ ناسازى كرد ، بنوازش كامل سرافرازى نيافت . سار و مصطفى پاشا والى ديار بكر را ، كه بمصاهرت سلطان محمود خان پادشاه ذىجاه روم اختصاص داشت ، جليل بيك ميش مست خراسانى از اسب انداخته چون زخم كارى يافته بود در عرض راه وفات يافت ، كه نعش او را باردوى ظفرقرين آوردند . دوازده نفر ديگر از پاشايان و سربلوكان و ميران سنجق به همين نهج سر بر سر تيره رأيى گذاشتند . تمامى توپخانه و احمال و اثقال و خيام و دواب و آلات و اسباب سرعسكر و لشكريانش فزون از حيطهء حساب بمعرض اكتساب درآمد . اين فتح روز يكشنبه بيست و ششم شهر محرّم الحرام اتفاق افتاد . امّا تيمور پاشاى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره چنين است : « سواران باجلادت و رزمجويان باشجاعت كه مهياى پيكار بودند . »
( 2 ) - در نسخهء « ط » كلمهء « رستم » در اينجا وجود دارد