بتلاش كرده ، او را محكم كشيده به زانو آوردند . امّا پاهاى جانور قائم بود ، آن حضرت به او درآويخته لشكرى را ، كه در آنجا حاضر بود به امداد اشاره كردند . هنوز از ايشان اعانت بظهور نرسيده بود كه آن حضرت به قوت بازوى شيرافكنى او را از پاى درآوردند . هنگام صبح سران و سرخيلان سپاه را احضار كرده ، اولا جام هوش و ساغر گوش ايشان را از بادهء تلخ اين بيان پر ساختند ، كه دشمن كه سرمست مى غرور و بادهء جمعيّتش پر زور است در پيش رو نشسته ، و دو طرف اردو بقلعهء ايروان و زنگىچائى پيوسته ، اگر فتورى در عزم و قصورى در رزم واقع شود ، راه نجات از هر طرف بسته خواهد بود . بعد از آن خواب شبانه را بيان كرده ، دليران را بمژدهء خصمافكنى دلدارى و بفتح و ظفر اميدوارى دادند . مقارن آن روميّه از قلعهء ايروان بيرون آمده از پشت سر اردوى همايون كنار زنگىچايى 1004 را فرو گرفتند ، كه هرگاه كوكبهء و الا از بالاى تپه بمقابل سرعسكر پردازد ايشان بعسكر نصرتاثر درآويزند . اردوى سرعسكر نيز از پيش رو آغاز كوچ كرده ، همين كه با كوكبه و ازدحام به راه افتاد ، خديو بلنداقبال ، كه با افواج خونخوار مكمّل و آراسته و در كمين كين ايستاده بودند ، از فراز تپه مانند رعد بهارى خروشان و چون سيل كوهسارى جوشان آهنگ نشيب كرده ، رو بعسكر روميّه آوردند . سرعسكر روم توپخانه را دو دسته كرده ، يكدسته را بجانب يسار داشته ، و دسته ديگر را بر سر تل ، كه در فضاى ميدان واقع بود ، قرار داده ، خود در پناه تلى ايستاد . دو طرف ابر خروشنده جنگ يعنى توپ و تفنگ را صاعقهبار ساختند . شهريار كشورگير با فوجى از جزائرچيان بهرامصولت بر سر توپخانه بالاى تل ، كه سرعسكر آن را پناه خود كرده بود ، يورش برده جمعى را نيز بر سر توپخانه جانب چپ مأمور ساخته ، قول همايون را بر قلب لشكر روميّه در حركت آورده ، توپخانههاى جلو را بر سر ايشان بستند . نخست جزائرچيان بهرامكين به پشت گرمى اقبال خديو
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 253
مساهمون: ميرزا مهدي خان استر آبادى
ص٢٥٣