تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
استوار كرده ، و توپخانهء جلو را بامر همايون بر حوالى قلعه كشيده ، بقلب معسكر بيرونى ايشان بستند . بعد از آتش‌فشانى آن اژدرهاى ثعبان‌دهان ، نوبت كارزار « 1 » بتيغهاى افعىپيكر رسيد . سواران و پيادگان با سيف و سنان صاعقه‌بار بر آن طايفه حمله‌ور گشتند . بمحض تهاجم لشكر فيروزىاثر آن طايفه روى برتافته ، فوجى ديگر از همان خارج قلعهء قارص بجانب وان و ارزنة الروم شتافته ، تتمّهء خود را بقلعه كشيده بار تحصّن گشودند . چون شب سياه خيمه اطلس مشك فام ظلمت را از براى آسايش طناب دركشيد . خديو فيروز روز عطف عنان بجانب اردوى سپهر بنيان كرده ، سه روز ديگر آن مكان را مقرّ كوكبهء كرّوبى احتشام و تمامى نواحى قارص را پايمال سمّ سمند 997 جنود ظفرفرجام ساختند . مكتوب مشتاقانه به حضرت سرعسكر نوشته مصحوب يكى از گرفتاران روميّه فرستاده ، او را بميدان جنگ دعوت و ترغيب كرده ، جوابى از او نيامد و معلوم شد كه بناى او بر تغافل است . چون قلعه‌جات گنجه و تفليس محصور سپاه منصور و همّت و الا بمحاصرهء قلعهء ايروان مقصور بود ، لذا صرف زمام توجّه بجانب ايروان كردند ، كه شايد سرعسكر برسم امداد يكى از قلعه‌جات محصور جلوه‌گر ميدان ظهور شود ، و كوچ بر كوچ جنب اوچ كليسا 998 را بافراختن قبّه بارگاه پهلونشين اوج مهر و ماه ساخته ، و بعد از چند روز بيك فرسخى ايروان نزول كوكبهء اجلال فرمودند . حسن پاشا والى ايروان بقلعه‌دارى پرداخته ، و فوجى از دليران رزمساز بموجب حكم سرور گردن‌فراز ، قلعهء بايزيد 999 را معروض تاخت و تاز ساخته ، عثمان آقا حاكم بايزيد را دستگير ، و سروزندهء بسيار بپايهء تخت گردون نظير رسانيدند . عبد الله پاشاى سر عسكر از كار سابق تجربه‌اندوز نگشته ، بمفادّ « اذا جاء القدر عمى البصر » انصراف موكب نصرت‌اثر را بر ضعف حال دليران و سنوح حادثه در سمت
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » : « كار زهر چشم تيغهاى »