تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
آسا ببادبانى قوائم تيزگرد به آن درياى بىكران انداختند ، امّا چنان غرق شدند كه تخته پاره‌اى از استخوان‌بندى هيچيك نيز بكنار نيامد ، پس مراجعت كرده در قلعهء لورى باردوى همايون پيوستند ، و از آنجا مكنون ضمير منير اقدس را بمصحوب يكى از گرفتاران روميّه بسرعسكر نوشته ، او را از توجّه موكب منصور به آن سمت آگاهى داده و با دوازده هزار نفر از عساكر نامدار و دليران عرصهء گير و دار عازم مقصد گشته ، و در غرّه محرّم الحرام يكفرسخى قارص را مقرّ اردوى انجم احتشام ساختند . شعر :
سحرگاهان كه زد چرخ مكوكب 994 * ز زرّين كوس كوس رحلت شب .
آواى ناى و غريو كرناى غلغله بر چرخ برين انداخت و اعلام ظفراثر و رايات اژدهاپيكر سر بقمّهء 995 خاك و قبّهء افلاك افراخت ، بضابطه و آيينى كه مىبايست و فرّ و شكوهى كه مىشايست در برابر قلعه تسويه صفوف كرده پرچم اعلام زرنگار را گشودند . چون سرعسكر پيش از وقت باعلام خديو مهرافسر ، از نهضت كوكبهء ظفراثر واقف گشته بود ، * حصار قلعه دارى را مأمن عافيت ساخته و استحكام درون و بيرون شهر پرداخت * « 1 » و خود در قلعه توقّف و عسكر روميّه ، كه شمار آن فوج بيشمار و بيكصد و بيست هزار ميرسيد ، با تيمور پاشاى ملى بخارج حصار فرستاده كه از روى حزم پشت به ديوار آغاز رزم نمايند . تا عصر بفتنه‌جويى رزمسازان و شورش انگيزى جانبازان سعى و تلاش شد كه شايد آن طايفه از حصار بند قلعه دور و همآورد 996 لشكر منصور گردند ، مفيد نيفتاد . چون وسعت قلعهء قارص توقّف آن عسكر پرشور و شرّ را نمىيافت ، جمعى از ايشان بر فراز تلى رفيع ، كه مشرف بقلعه بود ، نصب خيام قرار و اطراف آن را به منطريس و خندق
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 250 | ميرزا مهدي خان استر آبادى