تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
لشكريان لكزيه خود را بكوه رسانيده ، هرچند كه جمعى از ايشان خانهء زين را خالى كرده رخت بديار عدم كشيده بودند ، ليكن سرخاى ، كه سر فتنه بود ، با معدودى كوچ و كلفت خود را جريده و سباى از قموق برداشته بديار چركس و آوار 961 آواره شد . پس آن درياى لشكر پرشور و شرّ در خانه و سراى و ساحت فضاى قموق موج‌زن و قصور و بيوت عاليه را اساس‌افكن گشتند . بكنجكاوى خنجر سعى دليران آن وادى هر راز نهفته و سرّ سربسته كه در درون پنهان داشت آشكار كرد . خزينه و دفنيه و گنجينه سرخاى و اهالى آنجا ، آنچه در ظاهر و باطن موجود بود ، در بسته برطبق عرض گذاشته شد . خاص فولاد خان ، ولد عادل گرايخان شمخال ، كه بزرگ داغستان بود ، در آن سرزمين شرف‌اندوز تقبيل عتبهء سعادت قرين گشته ، بمنصب عالى شمخالى و خلاع فاخره سربلندى يافته ، متعهّد خدمت و مستدعى عفو تقصير اهالى آن سرزمين گرديد . چون جنود بهمن و دى پا بركاب وصول و در تنگناى جبال و طرق مانع عبور و نزول بودند و كار سرخاى نيز قابل آن نبود كه خود را معطل سازند ، بعد از يك هفته كه مال آن وادى براندوخته و بنياد دشمنان برانداخته شد ، جمعى از لكزيه را ، كه در قيد اسار گرفتار بودند ، ذكورا و اناثا به شمخال بخشيده و رقم عفو بر جريده آثام 962 اهل قموق كشيده ، صرف زمام عزيمت كردند . بعد از ورود به منزل آختى پاره 963 داغستان معلوم شد . كه لكزيهء آنجا سر طغيان پيش آورده ، پل رودخانهء سمور 964 را ، كه معبر كوكبهء منصور است ، شكسته قلّه كوه را سقناق كرده‌اند . موكب و الا آن روز در آن سمت رود فرود آمده ، بجمع كردن چوب و اسباب پل فرمان داده ، تا وقت غروب پلى در كمال استوارى بر آن آب بسته و افواج منصور را فوج فوج مأمور بعبور فرمودند . هنگامى كه مهر زرين‌لوا از رود نيل فلك گذشت رايات جهانگشا با سپاه انجم كوكبه عبور و در دامنهء كوه نزول كرده ، روز ديگر هنگام صبح كه آفتاب جهان‌آرا از پشت
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 237 | ميرزا مهدي خان استر آبادى