توسن عزم را زين كرده « 1 » ، روان شد . محمد خان بعد از ورود بحوالى لار ، يحيى خان بلوچ را برسم استمالت نزد اهالى آنجا فرستاده ، كوتوال قلعه يحيى را با رفقاى او گرفته محبوس ، و محمد خان را بپيغام تير و تفنگ از اعانت مأيوس ساخته ، محمد خان ناچار بجانب گرمسير شتافت . مقارن آن ، سردار كه تا خطّه لار از جهت ايلغار ضبط زمام نكرده بود وارد شده ، گرفتاران را روانهء دار البوار 924 ساخت . رايات نصرتطراز بعد از شكست محمد خان منزل به منزل « 2 » عازم شيراز ، و در بيست و ششم شهر شعبان المعظّم وارد شهر و آغروق و اردوى همايون ، كه از راه رامهرمز جدا گشته بود ، در هشتم ماه صيام بموكب و الا پيوسته ، خبر فرار محمد خان به سمت گرمسيرات بعرض خديو گردونسرير رسيد . امر همايون بعزّ نفاد پيوست كه طهماسب قليخان عساكر نصرتشعار را در فسا و جهرم گذاشته ، خود با چاپارى عازم درگاه جهانپناه شود . سردار نيز در هيجدهم ماه مزبور وارد و بامور عليّه و سفارشات بهيّه ارشاد يافته ، مأمور شد كه با استعداد تمام رفته ، از روى انتهاز فرصت بتنبيه محمد و دفع شيخ احمد مدنى و باقى سركشان اعراب گرمسير و قلع قلاع ايشان پردازد ، و نيز در شيراز عريضهاى از جانب سردار حويزه رسيد مشعر بر اينكه : سركشان و مشايخ اعراب ، كه در قلعهء كعبى 925 سكنى دارند ، با فارس آل كثير طالب امان و متعهّد خدمات گشتهاند . « 3 » مقرّر شد كه مشايخ مزبور را با اولاد به فارس كوچانيده ، از راه خرمآباد روانهء استراباد ساخته ، خود با عساكر منصوره از راه شولستان وارد اصفهان شود . در آن اوان شاهزاده نصر اللّه ميرزا ، كه بر وفق فرمان از خراسان مأمور بحضور شده بود ، وارد شيراز و بتقبيل بساط گردون قماط « 4 » 926 اقدس سرافراز گشت .
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « با سواران بادپاى مردانگى را زين كرده . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « كوچ بكوچ »
( 3 ) - نسخهء « ط » عبارت « از جانب حضرت ظل اللهى » را در اينجا اضافه دارد .
( 4 ) - در نسخهء « و » ، « ح » : « سماط »