تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
طليعهء رايت سرعسكر نمودار ، و سياهى لشكر از محاذات آق دربند ترجمان مصدوقهء
« يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ »
« 1 » گرديد . هرچند وصول كوكبهء سرعسكر و رسيدن چنان فوجى بيحدّ و مرّ ، بيهنگام و بىخبر ، بمعركهء شور و شرّ ، بايستى كه موجب دليرى روميّه و تفرقهء خاطر دليران ظفراثر گردد . اما بمدلول :
رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ * گرد گله توتياى چشم گرگ .
آن حضرت اين معنى را عين مدّعى دانسته ، جنود غيبى باعانت آن داور جهان‌پرور ، كوكبه‌ران فتح و ظفر گشته ، بعد فئتين بمساحت ربع فرسخ رسيده بود 905 ، كه حملات مردانه و صدمات دليرانه افواج نصرت پرور ، صفوف روميّه را از پيش برداشته ، بقلب سرعسكر ، كه با كمال شوكت و شأن در تخت روان مىآمد ، رسيد . سرعسكر ناچار بر جنيبت 906 برق رفتار سوار و عازم فرار گرديد ، كه دليران سهمگين و يلان عرصهء كين متعاقب رسيده ، بايشان درآويختند . چون حضرت ظلّ اللهى بعد از ورود به آق دربند فوجى را با دليران ابدالى از جانبين كوه بمنتهاى آق دربند مأمور ساخته بودند كه بعد از ظهور علامات شكست سر راه بر آن طايفه بندند ، مأمورين نيز از دو جانب بخصم‌افكنى پرداخته ، و سر و سينهء آن طايفه را حواله‌گاه تيغ و سنان ساختند و قرب ده هزار نفر از آن گروه عرضهء شمشير ، و سه هزار تن زنده اسير سلسلهء تقدير گرديد . سرعسكر را در اثناى هزيمت اللهيار نام گرايلى از مركب هستى انداخته ، سرش را بر سردار سنان مظهر آثار سردارى ساخت ، و جميع اردوى ممش پاشا و احمال و اثقال و توپخانه و خزانهء سرعسكر بتصرّف لشكر نصرت‌اثر درآمد . چون اعزاز سران « 2 » به گردن سرداران لازم بود ، « 3 » سر سرعسكر را بنعش او ملحق و مصحوب
هامش
( 1 ) - سورهء 22 ، آيهء 61 ، معنى : « درمىآورد شب را در روز . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « اعزاز سر سرداران بگردن‌فرازان لازم بود » . ( 3 ) - نسخهء « ط » « حضرت ظل اللهى » اضافه دارد