تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
شوشتر ، خويش محمد خان قوللر آقاسى ، را بحكومت شوشتر فرستاده ، اهالى آنجا مقدم او را مغتنم شمرده ، حباب‌آسا كلاه نشاط بر هوا انداختند . غافل از اينكه آسمان عنقريب اين هوا را از « 1 » سر ايشان بيرون خواهد كرد ، و بپاداش اين خيال خام ، آش « 2 » طرفه پخته كاسه ايشان را مملو خواهد ساخت . اعراب و مشايخ حويزه نيز با او سر موافقت پيش آورده دست متابعت دادند . او حويزه را به سيد عبد الرضا برادر سيد عليخان و كوه‌گيلويه را به شيخ فارس آل كثير تفويض نموده ، آهنگ شيراز كرد . در يك فرسخى شيراز احمد سلطان مروى با فوجى از قشون فارس و خراسانى و غيره ، كه عدّتش به سه هزار كس ميرسيد ، بمدافعه برآمده مغلوب گشته ، بقلعه تحصّن جست . بعد از سيزده روز ، كه در قلعهء مزبور محصور بود ، از فقدان آب و آذوقه عاجز شده ، طالب راه نجات شد . محمد قبول كرد ، كه احمد سلطان بالضّرورة از قلعه با اتباع بيرون آيد ، روز ديگر ايشان را با رفقا تاراج و در مجلس ناكامى پهلونشين قاسم بيك ساختند . اهالى و اعراب بنادر نيز با او موافقت ورزيده شيخ احمد مدنى و شيخ جبّار ، كه رؤساى آن قوم بودند ، دم از يك‌رنگى و وفاق او زدند . رفته رفته رايت اقتدارش ارتفاع يافت و عدّت لشكريانش به ده هزار نفر رسيد . بعد از وصول اخبار مزبوره چون محاصرهء قلعهء بغداد محتاج بجمعيّت زياد نبود . محمد حسين خان قاجار بيگلربيگى استرآباد را بسردارى خوزستان و تأديب مفسدين و تمكين سيد عليخان والى حويزه مأمور ، و با قشون استرآباد و غيره از راه « حسان » 909 و « بادراى » 910 « 3 » روانه ، و اسماعيل خان خزيمه حاكم قائن را بايالت كوه‌گيلويه سرافراز ، و بهر يك از ولايت فارس حاكم جداگانه از رؤساى خراسان تعيين ، و دوازده
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » ، « ط » : « آسمان عنقريب هوى خيره‌سرى را از . . . . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « شور يا طرفه . » ( 3 ) - در نسخهء « ب » و « د » : « جسان » و « بادرائى » . رك . تعليقات