تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
عثمانى را بر خود حلال سازيد . پس بانتظار جواب زمانى درنگ كرده از آنجا كه وقت مانند دل اعداء تنگ بود ، عطف عنان بمستقرّ عزّ و شأن فرمودند . دو روز ديگر به همين منوال هر روزه بر سر قلعه رفته چون كميت عزم توپال پاشاى سرعسكر را در مضمار گير و دار لنگ ديدند ، مقيّد بانجام كار او نگشته ، تسخير قلعهء سورداش را ، كه در دو منزلى كركوك بر فراز كوه بلند اساس و مقام جمعيّت اكراد ببه 898 و به لباس 897 و مشحون بذخيره و غلّه بىقياس بود ، وجههء همّت سپهر مماس ساخته ، از راه آق در بند 899 متوجّه آن سمت گشته ، كه شايد اين معنى محرّك سلسلهء جرأت سرعسكر شده ، از در مقابله درآيد . در روزيكه موكب جهانگشا سايهء وصول به آن مىافكند ، قلعهء مزبور بحيطهء تصرّف درآمده ، جمعى از اكراد با ايلات ، كه از محالّ بعيده باستظهار متانت حصار از بيم سيلاب شورانگيز و سطوات جنود قاهره پناه به آن قلعه استوار برده بودند ، معروض تيغ آبدار و بسيارى از ذكور و اناث بقيد اسار گرفته گشته ، غنائم موفور بساحت سپاه منصور ، كه با فضاى جهان برابر بود ، انتقال يافت . چون محاصرهء بغداد پيشنهاد خاطر قوى بنياد بود ، فرامين مطاعه بعزّ نفاذ پيوست ، كه امير خان بيك با قشون خراسان و افشاريهء كرمان ، كه در طاق وسطام 900 كرمانشاهان منتظر فرمان بودند ، آمده ، در كنار آب دياله در جمشاه ، كه آرامگاه اردوى فولاد پاشا بود ، رحل اقامت انداخته ، بروج مستحكم در آن مكان ساخته ، حكّام اردلان و كرمانشاهان نيز با جمعيّت خود رفته ، غلّات شهر زور 901 و توابع را براى راتبهء ايّام محاصرهء بغداد ضبط ، و از كردستانات و نواحى آن دواب و الاغ رفته ، غلّات مزبور را نقل معسكر امير خان بيك نموده ، در بروج انبار نمايند . بعد از سه روز اعلام ظفر طراز از آن مكان آغاز اهتزاز نموده ، در منزل دوّم مجمع كنگاش انعقاد داده ، در باب عزيمت بغداد و تبريز استشاره