تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
نظم
سليمان برينگونه لشكر نداشت * چنين دستگاهى سكندر نداشت كس اين رسم و ترتيب و آيين نديد * فريدون با آن شكوه اين نديد « 1 »
عثمان پاشا سرعسكر ، كه بعد از معاودت از بغداد انواع افتخار و مباهات مىنمود ، در قلعهء كركوك و در خارج قلعه بكسر صولت لشكر ظفر شعار نصب خيام و قرار و رفع لواى اقتدار كرده و اطراف اردوى خود را بحفر خندق استوار نموده بود ، صحّت كار را در تمارض ديده ، از معارضه پهلو تهى كرده 894 پهلو بر بستر ناتوانى نهاده ، جمعى از سران لشكر روميّه بفرمان او پشت بقلعهء و رو بجنگ آورده ، دست دلاورى يازيدند . از اين طرف نيز دليران فيروزجنگ رويين‌چنگ بصولت شير و جرأت پلنگ ، بدون تأمل و درنگ ، بمعركهء كين آهنگ ، و ببدرقهء تيغ و سنان ، و انداختن توپ و تفنگ ، آتش‌افروز نائرهء جنگ شدند . جمعى از آن طايفه را سرها مانند گوى در خم چوگان قوائم 895 مركبان غلطان ، و فوجى ديگر سر خود برگرفته از همان راه به سمت ارزنة الروم شتابان گشته ، بقيّه در قلعه تحصّن جستند . رايات منصور تا عصر تنگ در دستگاه جنگ قامت اقامت افراشته ، بپنجه گوهرنگار ، ماهچه زرّين آن گروه را بميدان كين اشارت مىكردند . چون اثر از عسكر و سرعسكر ، بظهور نرسيد ، در همان مكان نامه‌اى كشنده‌تر از تير و برنده‌تر از شمشير ، كه مضمون آن مسكت 896 و گلوگير ، بجناب سرعسكر بسلك تحرير درآورده ، مصحوب يكنفر از گرفتاران فرستادند . مشعر بر اينكه : بر شوق ملاقات آن جناب راه دور و دراز طىّ كرده ، آمده‌ايم اگر از مردى نشان داريد ، بمعركهء رزم قدم‌رنجه ساخته ، نان و نمك و اجاق
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » : « فريدون در ايام خود اين نديد . »