توضيح اين اجمال آنكه : در خلال اين احوال شخص مزبور برسم سفارت از جانب پادشاه نمسه « 1 » 855 وارد دربار عظمتمدار گشته ، بتعليم او و حكم محكم حضرت ظل اللهى فرمانبران چابكدست ، از نخلستان آن ناحيه تختههاى سطبر و عظيم و چوبهاى بزرگ و ضخيم ، به طول چهار پنج ذرع قطع و حمل شتران كوه كوهان كرده ، در محل موسوم به دو خاله 856 ، كه در هفت فرسنگى بغداد واقع است ، حاضر كرده ، خديو ثريا جناب بعد از نقل اسباب هنگام شام با دوازده هزار نفر سپاه خونآشام روانه ، و هريك از سواران تخته چوبى پيش زين گرفته ، صبح وارد حوالى نهروان 857 ، ده فرسخى بغداد ، گشته ، آلات خشبيه را با ريسمانهاى محكم و طنابهاى قوى به يكديگر بسته ، و خيكهاى بزرگ را پر باد كرده ، در آن چوبها بسته ، مانند جسر بر روى آب كشيده ، دو طرف آن را بقائمه و عمود بزرگ محكم كرده ، بعد از آن خديو دريادل با دو هزار و پانصد نفر از آب عبور كردند . - هنگام شام كه غرهء ماه صيام ، از كشيدن تيغ هلال بر نصرت خاقان بلنداقبال ، براعت استهلال 858 مىكرد ، چون هميشه آن حضرت را سپاه
« وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها »
« 2 » از عالم غيب پيشرو مىباشد ، لذا مقيد بكمى و بسيارى لشكر نگشته با همان فوج قليل آهنگ راه كرده و مقرر داشتند كه بقيهء لشكر هر قدر كه ميسر باشد از پل يا با كلك از آب گذشته ، متعاقب موكب فيروزىاثر ملحق گردند . تا ظهر روز ديگر هزار و پانصد نفر فرصت عبور يافتند ، كه پل سررشتهء طاقت را در زير پاى آن گردنفرازان از دست داده ، گسيخت .
فوج ثانى هم متعاقب بموكب اقدس روان گشتند . حضرت ظل اللهى آن شب تا صبح ايلغار كردند كه شايد غفلة بسروقت پاشايان روميه ، كه در مقابل اردوى و حظيرهء 859 حضرت امامين همامين حضرات كاظمين عليهما السلام پاى اقامت افشردهاند ، برسند . بسبب سستى بلدها و اعوجاج و شكستگى راه
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » : « نمه » در نسخهء « و » : « يمينه » رك . تعليقات .
( 2 ) - سورهء 9 ، آيهء 27 ، معنى : « فرو فرستاد لشكرها كه نديديد . »