مانند گرگ گرسنه كه بر فوج غنم تازد ، نخست بگرفتن فتّاح استفتاح كرده ، جمعى را مانند رمه پيش انداخته ، باردوى همايون آورده ، كه در سلك عرّادهكشان توپخانه و الا انتظام يافتند . روز ديگر بعد از ورود به منزل رباط خان 847 سيزده فرسخى بغداد ، « 1 » اردوى همايون را در ينگجه مأمور بمكث فرموده ، خود هنگام شب ، كه افواج نجوم سمائى قطرهسان از جسر كهكشان آغاز عبور و خيل كواكب از شوارع مدارات فلكى عزم مرور مىكنند ، با فوجى از يلان منصور متوجه بهروز گشتند ، كه جسر بهروز 848 را از تصرف مستحفظان درآرند . آن شب تا حوالى صبح ايلغار كرده ، ظلمت شب مانع وصول بمطلب گرديد . از آنجا به سمت بغداد چپاول انداخته و از يك فرسخى جمعى از قراولان روميّه بمعرض قتل درآمده ، و جمعى از اعراب كنار دجله ، كه در كار عبور بودند ، با سر و نهب درآمدند . چون بسرحد يقين پيوست كه احمد پاشا درگاه دل را از غبار تفرقه و تشويش خاكريز ساخته و بقلعهدارى پرداخته است ، از آنجا بجانب ينگجه ، كه 849 قرارگاه اردوى ظفرنشان بود ، عطف عنان فرمودند .
از نوادر اتفاقات اينكه : خبر گرفتارى فتّاح و سانحهء قراولان كه ببغداد رسيد . محمد پاشا ، حاكم كوى 850 ، با جمعى از پاشايان و رؤساى روميّه و دو هزار نفر سوار جرّار نيزهگذار ، از جانب احمد پاشا براى استخبار حال جنود ظفر نمود و تحقيق مقرّ كوكبهء مسعود ، از راه راست بجانب ينگجه عزيمت كرده ، آن حضرت از سمت ديگر بسر بغداد ، قدمفرساى اشهب توجّه شده ، ولى هيچيك از آمد و رفت يكديگر واقف نگشته بودند .
صبح كه آن حضرت زمام عزيمت بمستقرّ دولت انعطاف دادند ، نشان پى ايشان مشهود ديدهء دليران فرزانه گشته ، بر اثر آن روان و عسكر روميّه نيز گرد سياهى اردوى كيهان پوى را در سمت ينگجه ديده سراسيمه به سمت
هامش
( 1 ) - در نسخه « ح » « حضرت ظل اللهى » وجود دارد .