تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
نيز به همين منوال روى برتافتند ، و هم‌چنين دسته بدسته بامر و الا مركب جلادت بميدان تاخته و تاب التهاب نواير تفنگ نياورده ، بازگشتند ، سواى دلاوران افغان ، كه در جاى خود شيوهء پايدارى پيش گرفتند و هر دفعه كه روميّه بايشان حمله‌ور ميگشتند سينه را هدف تير بلا و آماجگاه سهام قضا ساخته ، به زبان سنان و دهان تفنگ جواب ايشان مىدادند . چون افواج روميّه اكثر پياده ، و كثرت عدّتشان از حد زياده ، توپخانه و استعدادشان آماده ، و سپاه اين طرف بسيار كم و همه سواره و چند روز بود كه در سعى و تردّد قدم‌فرسا بوده و دمى از كار بيكار و نياسوده بودند ، آن زيبندهء افسر شهريارى با هر فرقه در مقام دلدارى برآمده ، ايشان را بصبر و تحمل امر فرمودند . هرچند معلوم دلاوران بود ، كه اگر از دشمن روى برتابند مانند دجله عدوى خونخوار در قفاست ، امّا چون معاملهء كم با بسيار كمتر موافقت مىپذيرد ، دامن اين حرف شگرف بر آتش افسردهء غيرت غازيان بىاثر گشته نزديك بود كه باصابت عين الكمال گرفتار گردند . خديو بحر حوصله را از اين واقعه دل در بر مانند ماهى در شبكهء اضطراب افتاده ، لحظه بلحظه در خاك خضوع جبهه‌ساى نياز و طالب امداد از خداى كارساز بودند ، كه در خلال اين حال گرد و سياهى فوج ثانى ، كه از آب گذشته و بتعاقب مىآمدند ، از چند ميل راه عيان گشته ، سرمهء چشم ظفر و غبار ديدهء خصم خيره‌سر گرديد . خديو مهرافسر يكران جهان‌پيما را پيش تاخته ، فى الفور ايشان را درگرفته ، مانند لمعهء برق و نفخهء صرصر از يك سمت ، و دستهء افغان را نيز از سمت ديگر بجانب روميّه حمله‌ور ساخته ، بتأييد الهى و سطوات اقبال ظلّ اللهى اساس و قرار روميّه منهدم و بجانب قلعه بغداد منهزم گرديده ، بتيغ يمانى تا پاى قلعه سرافشانى كرده ، پنج هزار نفر متجاوز از ايشان به آتش دستى سيف و سنان آبگون از پشت بادپايان به خاك هلاك افتاده ، توپخانه و اثاثه ايشان با كهنه بغداد و سرجسر بتصرّف درآمده
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 199 | ميرزا مهدي خان استر آبادى