هنگام طلوع فجر بمحاذات ينگجه ، شش فرسخى بغداد ، رسيده قراولان طرفين دچار يكديگر گشته ، دو نفر از قراولان روميه از دم تيغ دليران زنده بدر رفته ، خبر عبور آن سيل جهانآشوب را از آب بروميه رسانيدند . روميه فى الفور بنه و آغروق را ريخته ، سراسيمه بجانب بغداد شتابان گرديدند .
چون در آن صورت ايلغار بىفايده بود ، آن حضرت آن روز در آن مكان توقف ، و طرف شام از آنجا عازم بغداد ، و حوالى صبح ، كه روز سهشنبهء دوم شهر رمضان بود ، بحوالى مسجد براثى « 1 » 860 رسيدند . هرچند كه آن مكان مشتمل بر نشيب و فراز بسيار بود ، ليكن از هنگامى ، كه تأييد الهى يار و بازوى اقبال پايدار و مددكار مىباشد ، هر پست و بلندى در نظر همت عالمنورد ايشان سهل و هموار است . حضرت ظل اللهى آن فوج اندك را ، كه پروانهء بىپرواى شمع جهانافروز خديو فيروز بودند ، بهفت قسم انقسام داده ، رايت ثبات و قرار افراختند . احمد پاشا كه ملاحظهء لشكر نصرتاثر نمود ، بقلت ايشان و كثرت خود مستظهر ، و حصار قلعه را مأمن عافيت پنداشته ، سى هزار نفر سواره و پيادهء روميّه و ينگچرى را با توپخانه و استعداد تمام بسركردگى احمد پاشا ، والى غرفه 861 ، و قرامصطفى پاشا بمقابل فرستاد .
آن طايفه فوجفوج از اطراف شيران بيشهء مصاف ، بصولت زهرهء شكاف طرح جنگ افكندند . نخست اكراد قراچورلو مأمور گشته ، كه دست بشمشير بقلب آن گروه تازند و در آن خاك پرمغاك * ، كه از كثرت چاه و سوراخ حكم خانهء زنبور داشت * « 2 » ، بنيش سنان لذت شهد زندگى را در كام ايشان تلخ سازند .
پيادگان روميه كه ماشه را بر تفنگ سوار كرده ، در كمينگاه انتظار بودند .
دفعة شليك ، و از تفنگ آتشيندم ، دليران شيروش را مانند شير ، از آتش رم دادند . پس « 3 » تركمانهء كوكلان را بمقابلهء ايشان مأمور ساختند ، آنها
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ب » و « و » : « ابر آثار » رك . تعليقات .
( 2 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .
( 3 ) - در نسخهء « ح » : « پس آن حضرت تركمانيهء كوكلان . . . . » .