خرگاه آسمانجاه بذروهء مهر و ماه افراخته ، دامنهء صحرا از سرادق رنگين ، رشك گلستان چين گشت . ظهير الدوله نيز آن روز با افواج نصرتنشان از جانب فراه وارد اردوى نصرتپناه ، و روز ديگر همگى پيرايهپوش خلاع آفتاب شعاع شده ، ايالت فراه را بعلاوه حكومت قاين باسماعيل خان خزيمه و حكومت اسفزار را به اسماعيل سلطان لكزى ولد بيجن « 1 » سلطان ، كه در زمين داور سكنى داشت ، مفوّض و هريك را روانهء محلّ خود ساختند .
طهماسب بيك جلاير را بحكومت قوشخانه « 2 » 784 ، جرمغان 785 و حاجيلر 786 و بخطاب خانى سرافراز ، و جمعى از افاغنه را همراه او كرده ، مقرّر داشتند كه سه هزار نفر از ايلات و تفنگچيان سرحدات آنجا را ملازم گرفته ، و رفته در چنديز 787 ، كه در جانب دشت قبچاق واقع است قلعهء متين احداث كرده ، در آنجا توقّف نمايد و هر وقت كه از يموت و كوكلان حركتى صادر شود ، بتنبيه ايشان پردازد . بعد از انجام امور مزبور لواى جهانگشا بجانب خراسان در اهتزار آمده ، چون هميشه فتح و ظفر دو اسبه باستقبال موكب همايون مىآمد ، در سنگر جام از جانب لطفعلى كوسه احمدلو « 3 » و عاشور بيك پاپالو ، كه از موقف فرمان همايون مأمور تنبيه تركمانيه طژن بودند ، چاپار وارد و خبر رسانيد ، كه فوجى از تركمانيهء آن سمت آبكده ليك 788 و چشمهء حسينخان 789 من محال ابيورد عبور كرده ، آن ناحيه را تاخت ، و سركردگان با جمعى بتعاقب ايشان پويان 790 و در سمت سفلاى قريهء پويان سر راه بر آن فتنهجويان گرفته ، سرو زنده بسيار بدست آورده ، اسراء و غنايم را تماما از آن طايفه استرداد كردهاند . پس كوكبهء و الا در روز پانزدهم شوال وارد ارض اقدس گشته ، مردم ديدهء اعيان از ادراك طلعت مهر پرورش همديگر را چشمروشنى گفتند و وضيع و شريف از شرفاندوزى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « بيژن سلطان . »
( 2 ) - در نسخهء « و » : « راز . »
( 3 ) - در نسخهء « و » : « فتحعلى بيك . »