تشريف برده ، طرف عصر بمستقر دولت مراجعت فرمودند .
در بيان رفتن شاه طهماسب بر سر قلعهء ايروان و بىنيل مرام بازگشتن از آنجا :
سابقا تحرير يافت كه حضرت ظل اللهى بعد از فتح تبريز بسبب وصول خبر سانحهء خراسان فسخ عزيمت سمت ايروان و نخجوان كرده ، لواى توجه بجانب ارض اقدس افراختند . باينجهت دست روميّه ، كه از كار رفته بود ، گيرايى و دل از دست رفته ايشان را شكيبايى حاصل شده باطمينان تمام بضبط ولايات پرداختند . چون شاه طهماسب مكرر اظهار مىكرد كه حضرت ظل اللهى را مملكت جداگانه است ، و در استرداد ولايات آذربايجان احتياجى بوجود او نيست . بعد از آنكه رايت عقابپيكر ، بجناح تعجيل ، بال گشاى پرچم ظفر ، بجانب خراسان گرديد . امناى آن دولت را مظنون آنكه بهياهوى دستافشانى ايشان ، طاير شكسته « 1 » بال روميه از آشيان قلاع رم كرده ، مرغ مراد پربسته بدام و گنج تمنّى در بسته بدامن مرام ايشان خواهد آمد « 2 » ، هنوز ارض اقدس مقر كوكبهء دولت بود كه براى رفع مايقال ارادهء خاطر و مكنون ضمير را بخديو كشورگير اعلام كردند .
از آنجايى كه آن حضرت اعيان دولت شاهى را مرد ميدان جنگجويى و مملكتدارى نمىدانستند تا بمملكتگيرى چه رسد ، در مقام منع برآمده ، ايشان را بتحمل و تأمل امر فرمودند . ليكن حرف آن حضرت در حريم كاخ « 3 » صماخ 764 امراى صاحب رأى بار قبول نيافته ، در ايامى كه موكب و الا مشغول محاصره و تسخير هرات بودند ، بتقليد آن حضرت كمر اجتهاد « 4 » بر
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « مرغ پر و بال شكسته روميه از آشيان فرار كرده . »
( 2 ) - در نسخهء « ط » : « بصيد و گنج تمنى در بسته بقيد ايشان درخواهد آمد . »
( 3 ) - در نسخهء « ح » : « در گوش ايشان بىاثر افتاد . »
( 4 ) - در نسخهء « ح » : « كمر همت بر ميان بسته . »