تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
ايشان بدست آوردند . لشكر نصرت‌نصيب بضابطه و ترتيب ، در كمال آرايش و زيب ، با غنيمت و كسيب آمده ، قلعهء اردو خان را مقر ، و آن حضرت عطف عنان بمستقر ظفر كردند . ديگر از وقايع متنوعهء آن ايام اينكه : در شانزدهم شهر ذيحجة الحرام سه هزار نفر از دلاوران نصرت‌نشان را ، بتاخت ميمنه 725 و چيچكتو 724 از اعمال بلخ روانه ، و مأمورين بموجب فرمان ، آن نواحى را غارت ، و جمعى از اشرار اوزبكيه را ، كه در آن سمت مظهر آثار شرارت بودند ، عرضهء تيغ تيز ساخته ، با اسير موفور و غنايم نامحصور وارد معسكر منصور گشتند . سركردگان پيرايه‌پوش خلاع و بهره‌ياب انواع احسان و اصطناع 726 شدند . و هم در آن ايام محمد مومن بيك مروى كه سابقا از دربار گردون مدار با حكم همايون نزد عبد اللّه خان حاكم بلوچستان رفته بود ، كه او را از آن طرف بر سر قندهار بياورد ، مراجعت ، و خبر كشته شدن عبد اللّه خان را بعرض و الا رسانيد . تبيين اين مقال آنكه : عبد اللّه خان بعد از وصول خطاب مستطاب خديو ثريا جناب بدعوت
« إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ »
« 1 » لب آداب گشود و آن را تاج تارك مباهات ساخت و بتدارك سفر قندهار پرداخت . در خلال اين حال فيما بين او و خدايار خان ، حاكم سند ، دعوى و مجادله واقع شد . در آغاز اشتعال نواير حرب گلوله بر سر عبد اللّه خان خورده ، از پاى درآمد . بلوچيه چون ديدند كه بسر سردارشان اين قضيه آمد ، رو از معركهء حرب برتافته ، امير محبت خان و امير امتياز خان ، پسران عبد اللّه خان ، عريضه‌اى مشعر بر سنوح اين واقعه نوشته ، مصحوب بنى عم خود برفاقت محمد مؤمن بيك فرستاده ، از موقف اعلى نيز فرمان ايالت بلوچستان باسم امير محبت خان ، كه ولد اكبر او بود ، اصدار و مشار اليه و ديگر اولاد عبد اللّه خان را ، بارسال « 2 » خلاع و اثواب نفيسه و تفقدات بيشمار اميدوار ساختند .
هامش
( 1 ) - سورهء 19 ، آيهء 32 ، معنى : « بتحقيق من بنده‌ام خدا را داد مرا كتاب را . » ( 2 ) - در نسخهء « ح » : « بارسال اثواب نفيسه مفتخر ساختند . »