كه بر فلك تيزگرد مىرسيد ، استنباط فرار آن طايفه كرده ، و از صفحهء دشت سرنوشت كار آن فرقهء تبهروزگار را كه كلك قضا به خط غبار نوشته بود دريافته ، بگرفتن سر راه برايشان از هريرود گذشته ، بآهنگ رود ، چنگ جنگساز و تا پاى حصار بمدلول
« أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً »
« 1 » مخالف نوازى آغاز كرده ، بمضراب ضرب شمشير ، زخمه زن چهار تار پيكر عنصرى ايشان گشتند . روز ديگر كه خسرو فيروز چنگ خورشيد خاورى با كوكبهء نيكاخترى آهنگ سر پل مقنطرات اين رود نيل فام كرد ، عازم پل مالان شده ، در چاشتگاه بقريهء ناگهان 716 ، كه در كنار پل واقع بود ، نصب خيام اقامت كرده ، به حكم داور دارا « 2 » شكوه برجهاى متين بر اطراف اردوى ظفرقرين ، سر بر سپهر برين سوده ، هريك از سران و سروران لشكر ، در سمت خود خندق و مورچل 717 ترتيب داده ، جهاننوى در عرصهء خاك بنياد نهادند . بفاصلهء ده روز ، كه روز هشتم ذىقعدة باشد ، دلاور خان تايمنى كه بحكومت اوبه 718 و شاقلان 719 و غور و ساخر 720 سربلندى داشت با سه هزار نفر تايمنى 721 و اويماقيه ، وارد معسكر فيروزى اثر شده ، و از نوازشات خديو بندهپرور بهرهور گشت .
از غرايب امور اينكه : در همان ايام روزى كه خديو كامگار .
طرف عصر از سوارى مراجعت كرده ، در ميان خيمهء همايون اسلحهء حرب از خود كنده ، و بعزم تفرج در جانب شهر بكوشك بلندى كه به حكم و الا بنا شده بود برآمده بودند ، هماندم توپچيان افغان خيمهء مبارك را به نظر آورده ، توپى انداختند ، كه گلولهاش سقف چادر را شكافته در جاييكه مسند و الا انداخته ميشد ، از كنار فرش به زمين آمده يكذرع بيشتر به خاك نشست ، و همانا گذشتن اين نوع خطر از وقايع عجيبهاى بود كه جز سپردارى حفظ ربّانى و قوت اقبال صاحبقرانى ، محملى ندارد .
هامش
( 1 ) - سورهء 7 ، آيهء 96 ، معنى : « آيا پس ايمن شدند اهل مكه اينكه بيايد ايشان را عذاب چاشتگاه . »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « به حكم حضرت ظل اللهى برجهاى . »