تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بمقابلهء افغان فرستادند ، كه آن طايفه را مشغول جنگ سازند . آن حضرت با فوجى از دلاوران اژدر در ، و دليران غضنفر فرّ ، كه بضرب تيريكه آويز جوزا 713 را دو پيكر و ببارقهء سيف و سنان خرمن عمر خشك و تر را تودهء خاكستر مىساختند ، از پشت سر آن گروه درآمده ، ما بين ايشان و قلعه فاصل ، و با ستون‌هاى هايل 715 راه گريز را حايل 714 شدند . از يك جانب دهان آتشبار توپ و تفنگ ، از دم تفنده زبانهء
« إِعْصارٌ فِيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ »
« 1 » مشتعل ساخته و از سمت ديگر رمح و سنان زبان طعن دراز كرده ، بخطاب
« هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
« 2 » بنواسازى پرداخت . آن طايفه چون بقهر خداى يگانه از دو طرف خود را دچار سرپنجهء بلا و گرفتار ششدرعنا ديدند ، آهنگ فرار كرده ، شير شكاران « 3 » كه تا آن زمان از تعاقب افغان قلّاده منع در گردن داشتند * ، باشارهء و الا سر از سلسله خوددارى كشيده * « 4 » ، از دو طرف چنگ و چنگال دليرى يازيده ، بكشتن و بستن و دريدن و شكستن پرداختند . جمعى از افاغنه ، از دم شمشير آتشبار ، آب از سر گذشته به گردن رسيد ، و فوجى در نهرهاى عميق ، آب به گردن رسيده از سرگذشت . سه هزار نفر متجاوز با جمعى از رؤسا در خاك و آب سر بباد فنا دادند ، و علم و نقاره‌خانه ايشان بدست آمد . پس خديو فلك جناب ، مظفر و كامياب ، بجانب منزل عنانتاب گشته ، اسب و سلاح مقتولين را بدليران ، و نقد هستى گرفتاران را به مالك ميزان عطا فرمودند . از حسن اتفاقات اينكه : جمعى از قشون بيات كه از سنگر نقره ، بضابطه مقرّره ، در آن طرف رودخانه بقراولى اقدام مىداشتند ، از هيجان گرد « 5 »
هامش
( 1 ) - سورهء 2 ، آيهء 269 ، معنى : « بادى گرد كه در آن بود آتش پس بسوزد . » ( 2 ) - سورهء 27 ، آيهء 93 ، معنى : « آيا جزا داده مىشويد جز آن را كه بوديد مىكرديد . » ( 3 ) - در نسخهء « ح » ، « ط » : « شيران بيشه دليرى و گردان ميدان شيرگيرى . » ( 4 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره چنين است : « باشارهء والادست از نظاره كشيده . » ( 5 ) - در نسخه « ح » : « هيجان غبار كه بر فلك تند رفتار . »