تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
در هنگامى كه سنندج مقرّ كوكبهء مسعود بود ، معروض « 1 » سدّه 663 جلال گشت . مجددا در باب جنگ ميدان تأكيدات بليغه به عمل آمد ، و اعلام شد كه بدستور از روى حزم و بيدارى مشغول خوددارى باشند ، كه انشاء اللّه عنقريب روميّه تبريز را از آن مملكت بيرون كرده ، خود را به آن طايفه كم‌فرصت مىرسانم ، مقارن وصول اين جواب باقر خان نيز با چريك و تفنگچى بيرونى وارد ارض اقدس شده ، بعد از چند روز با وصف اينكه از اوج سماى خاطر ظلّ اللى در باب امر جدال و قتال مكرّر خطاب
« يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا »
« 2 » نازل شده ميدانستند ، كه كلام آن حضرت مظهر آيه
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى »
« 3 » است ، بتحريك جمعى از هوىخواهان مغرور ، به تيزعنانى توسن طبع غيور ، سپاه منصور را ببرداشتن آذوقه سه روزه مأمور ساخته ، در سمت كوه سنگين با كوكبهء رنگين ، رايت جنگ افراخته ، افاغنه نيز بمحاربه پرداختند . در اثناى گير و دار باقر خان كه سركردهء تفنگچيان پياده بود ، زخمدار گشته ، فوجى از پيادگان او ، كه نوآموز راه و رسم جنگ بودند دل از دست داده ، روى برتافتند . ابراهيم خان با چند نفر اسب برانگيخته كه ايشان را از راه گريز بازگرداند ، تفنگچيانى كه در پيش هنگامهء ستيز « 4 » و آويز گرم كرده بودند ، حركت او را محمول بر فرار دانسته ، سررشته جنگ را از دست ميدهند ، لشكريان نيز خوددارى نكرده روى بشهرستان « 5 » هزيمت مىگذارند ، و در آن روز سوارهء بسيار از مركب هستى پياده گرديدند ، و جمعى از پيادگان خود را بچاه و قنوات انداخته در ماتم مرگ خود لباس آبى پوشيدند ، ابراهيم خان نيز در مشهد مقدس تحصن جست . آن واقعه در سيزدهم ماه محرّم سنهء هزار و صد و چهل و سه هجرى در سمت صحراى
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » ، « ط » : « بعرض برادر عزيز رسيد . » ( 2 ) - سورهء 11 ، آيهء 79 ، معنى : « اى ابراهيم برگرد ازين . » ( 3 ) - سورهء 53 ، آيهء 4 ، معنى : « سخن نمىگويد از هوى . » ( 4 ) - در نسخهء « ط » . « هنگامهء جنگ گرم كرده بودند . » ( 5 ) - در نسخهء « ط » : « روى بهزيمت مىگذراند . »