از هر دو طرف تفنگ آتشفشان بآهنگ رود سر گرم سرود ، و بشعلهء آواز برق خرمنسوز حيات دليران جلادت نمود گشته ، همين كه بازار گير و دار گرم از آتش دود تفنگ گرديد ، دليران ميمنه ميمنت قرين از آب گذشته ، باشارهء و الا بجانب ميسره روميه تاخته ، تيغ كين از نيام آخته ، تا يكساعت بشمشير جنگ مىكردند . سر و موى جوانان از خون سر دليران چون صورت پيران خضاب 611 گرفته ، نهال پيكر دليران از شكفتن شكوفههاى شكاف جراحت ، گل صد برگ « 1 » گلشن مصاف گرديد . سر و قامت دلاوران از خارهاى تير و سنان و گلهاى جراحت ، گلبن سورى شد . بنوعى بهادران جانبين به يكديگر درآويختند كه علمدار روميه بضربدست دليران از پاى درآمده ، علم نزديك ركاب اقدس سرنگون ، و لشكر روميه را پاى ثبات و قرار از جا بيرون شده ، تمامى ما يعرف 612 و دواب و اسب و اسباب خود را ريخته بجانب كوه ، * كه در چنين روز پناه عافيت و گريزگاه امان دست و پا گم كردگانست * « 2 » ، گريخته . بهادران خراسان كه كوه و بيابان و بحر و بر در پيش اشهب برق عنان صرصر جولانشان يكسان است ، سنگلاخ آن وادى پرنشيب و فراز را خارا 613 و حرير چين پنداشته ، تا تويسركان 614 و حوالى همدان متعاقب ايشان مركب دليرى برانگيخته ، چون اسبان روميه در اصطبل فربهى بخورد و خواب معتاد و مراكب برق تكدلاوران همه كوه - پيكر صرصرنژاد بودند ، باينجهت اكثر روميه در گام نخستين اسير دلاوران ظفرقرين گشته ، فوجى عظيم عرضهء شمشير آبدار و فوجى ديگر با پاشاى هشترود 615 و چند نفر از پاشايان معتبر زنده گرفتار شدند . غنايم بسيار و اسبان قوىهيكل بادرفتار بحوزهء اكتساب درآمد . پس تويسركان مقر كوكبهء نصرت اقتران گشته ، بهادران لشكر سرو زنده و اخترمه را فوجفوج عرضهء
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « جراحت گلبرگ »
( 2 ) - در نسخهء « ح » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .