تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
گوشمال ، و كس براى جمع كردن اسراء و اطفال تعيين ، و خود با فوجى از جيش منصور متعاقب آن گروه ايلغار ، و هشت نه فرسخ راه طى كرده ، چون افاغنه بتعجيل گذشته بودند ، باز بشير از عطف عنان فرمودند . ارقام قضا فرجام به اطراف ممالك اصدار يافت « 1 » ، كه از هر راه آن طايفه عبور نمايند ، سر راه بر ايشان بگيرند . از آنجا اولاد و زنان و همشيره‌هاى محمود و اشرف را از راه كرمان روانهء ارض اقدس ، و مياصديق و ملا زعفران و باقى گرفتان افغان را با منسوبان و اسراى خاندان خاقان مغفور ، كه از شيراز فرصت بردن نيافته بودند ، روانهء اصفهان ساختند . از معجزه‌كارى ديده ديد خديو بيهمال كه صرّاف نقود شناسايى و معيار حقيقت‌سنج دار الضرب بينايى و دانايى است ، آنكه در حين روانه كردن گرفتاران به زبان الهام « 2 » بيان بمستحفظان فرمودند ، كه ملا زعفران را خوب محافظت نمائيد ، كه خود را زنده باصفهان نخواهد رسانيد ، و مدلول « ارباب الدّول ملهمون » صورت وقوع يافته ، در سر پل رودخانهء « لشنى » 587 ، كه محبوسين
« مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ »
« 3 » عبور مىكردند ، ملا زعفران براى رفع ذلّ و خاكسارى خود را سبكتر از باد به آب انداخته ، آتش سركش حيات را تسكين داد . بقيّه را محصلان باصفهان رسانيده ، در ميدان نقش جهان بگزلك فرمان شاه والاجاه ، نقش هستى ايشان را از صفحهء جهان بستردند ، و از علامات تأييد اقبال ، كه شخص انديشه « 4 » بر جهانگيرى خديو بيهمال فال ميزد ؛ اينكه در ايام توقّف در بلدهء مينو « 5 » مثال ، روزى در هنگام سوارى و عبور و مرور ، كوكبهء منصور بتكيه‌گاه لسان الغيب ، خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازى ، اتفاق افتاد . در سر مزار ، براى پيش‌آمد كار بديوان آن عندليب خوش‌گفتار تفأل كردند « 6 » ، اين غزل آمد :
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « نامه‌ها با كناف نواحى شرف صدور يافت . » ( 2 ) - در نسخهء « ط » : « الهام و بيان » ( 3 ) - سوره 14 ، آيه 51 ، معنى : « بسته شده در زنجيرها . » ( 4 ) - در نسخهء « ح » : « صاحب انديشه » ( 5 ) - در نسخهء « ط » : « بلده شيراز » ( 6 ) - در نسخهء « ح » و « ط » : « زدند »