مكنت « 1 » موجود نبود ، و اگر از راه اصفهان متوجه مقصد مىگشتند ، بسبب ظهور تطاول افغان و عبور و مرور كوكبهء منصور احتمال وقوع تحميل دوباره بر اهالى آنجا مىرفت ، و اين معنى را حوصلهء مروت آن حضرت بر نمىتافت ، و از دولت عليه عثمانيه نيز جواب صريح در باب ردّ ولايات آذربايجان و همدان و كرمانشاهان برضا قلى خان شاملو ايلچى داده نمىشد . لذا در هيجدهم شهر شعبان بعزم استرداد ممالك عراق ، متوجه سمت نهاوند و همدان شده ، و از راه دشت ارژن 591 و كازرون 592 روان گشتند ، و در آخر ماه شعبان منزل باشت 593 من اعمال شولستان 594 مضرب خيام سرادقات عزّ و شان گرديد .
در بيان وقايع ايتئيل مطابق سال فرخندهفال هزار و يكصد و چهل و دو هجرى و نوروز فيروز اين سال .
شب غرّه شهر فرخنده فرجام صيام ، خسرو كواكب حشم اعنى نيّر اعظم ، از نهانخانه حوت بشبستان حمل علم افراخت و از ديوان خديو خطّه امكان منشور و اليگرى عرصهء خاك بقلم نرگس و خط ريحان ، بنام نامى سلطان ناميه اصدار يافت . سر و صاحب لوا و گلبن از غنچه و گل ، صاحب جيقه و افسر گرديدند . جنود قواى ربيعى روميان كمفرصت دى را ، كه ريشه تصرّف در سرزمين چمن دوانيده بودند ، از چمن دوانيده ، و ممالك گلزار را از دست ينگچريان 595 فتنهجوى بهمن و عساكر فتن رهانيده ، لشكر شتا ، كه در ديار گلستان آغاز فتنهگرى مىكردند ، از بيم وصول موكب سلطان ربيع رخت عزيمت بسر منزل هزيمت « 2 » كشيدند . جنود فسادانگيز سرما ، كه گرم غارتگرى گلشن بودند ، از طنطنهء 596 شوكت نوروزى آوارهء ديار عدم گرديدند . * ارض اقدس گلزار از فرّ فروردين بانواع رياحين مزيّن « 3 » * و ايلات
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « كشت »
( 2 ) - در نسخهء « ح » : « از بيم موكب سلطان ربيع رخت عزيمت بوادى گمنامى و هزيمت »
( 3 ) - در نسخهء « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد .