تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
فرسخى پل فسا منزل كردند . از اتفاقات چند نفر از افشاريه ، و اكراد قراچورلو را كه مقدمة الجيش ، و از موكب نصرت كيش نيم فرسخى در پيش بودند . در سر پل فسا از عقب افغانان رسيده ، اشرف اول وهله از رودخانه عبور و پير محمد خان مشهور به مياچو « 1 » 584 كه پير مرشد محمود و اشرف ، و در ميان افغان صاحب عزّ و شرف بود ، با جمعى از سربازان و فدائيان افغان ، چون راه طريقت با او بود ، محافظت راه و ضبط سر پل را در ذمهء خود گرفته ، قراولان را بجنگ مشغول ساخت ، تا افاغنه با خاطرجمعى از پل بگذرند . معهذا افاغنه از بيم متهاجم ، و جمعى از غلبهء خوف در آب غرق ، و متاع هستى را بباد فنا دادند ، دو سه هزار نفر از اطفال خردسال ، و شيرخواره را با بسيارى از زنان در آن ظلمت ليل كه روزنامهء
« يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ »
« 2 » بود انداخته ، راه‌نورد طريق اين المفر 585 گرديدند « 3 » . قراولان سروزنده و اخترمه بسيار بدست آوردند . و از جمله مقتولين مياچو بود ، كه بعد از كرّ و فرّ از عقب كشتگان بسوى ديار نيستى روان گرديد ، و از فرقهء گرفتاران مياصديق و ملا زعفران بودند ، كه اجل باز برفقاى ايشان زده هر دو اسير فتراك « 4 » 586 دلاوران گرديدند . هرچند كه مأمورين خدمت شايسته كرده بودند ، اما غفلت عظيمى نمودند كه حضرت ظلّ اللهى را همانوقت از اين واقعه آگاه نساختند ، همانا در اجل بعضى از آن طايفه تأخيرى و در انتقام قهارى زود و ديرى مقدّر بود ، و در حينى كه بسيارى از آن طايفه از پل گذشته بودند ، آن حضرت با لشكر جهان آشوب چون سيل « 5 » بى امان بر سر پل رسيده نخست چشمهاى سركرده اكراد را عبرة للنّاظرين باشارهء سرانگشت از حدقه بيرون آورده ، سركردهء افشار را بقطع گوش
هامش
( 1 ) - در نسخهء « و » : « مياجيو » ( 2 ) - سوره 80 ، آيات 35 ، 36 ، 37 ، معنى : « روزى كه گريزد مرد از برادرش و از مادرش و زن خود و فرزند خود . » ( 3 ) - در نسخهء « ح » : « طريق فرار و تارك مقر قرار » ( 4 ) - در نسخهء « ط » : « خم كمند دلاوران » ( 5 ) - در نسخهء « ح » : « چون سيل بنيان‌كن »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 112 | ميرزا مهدي خان استر آبادى