تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
كوهسارى لاله و گل و احشام « 1 » صحرانشينان ريحان و سنبل را ، بفرمان قهرمان بهار در اطراف دشت و ساحت گلگشت دسته دسته يورت و مكان معين گشت و اسباب سور و سرور در بزم چمن مهيّا شد . دوشيزگان غنچه در شبستان باغ در آغوش گلبن آرميدند و سرو سهى با گل نيلوفر ازدواج و عروس باغ از نويد
« وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ »
« 2 » ابتهاج يافت . جشن نوروزى مرتّب گشت ، هريك از سران و سروران و عظماى ايلات و ولايات ، كه در ركاب نصرت انتساب بودند ، * بخلعتهاى فاخره برو دوش آراستند و مانند غنچه مشت و جيب را پر از زر نوروزى كرده * « 3 » و بجامه‌هاى بوته‌دار رنگين ، قامت خويش « 4 » را پيراستند . سه روز آن عرصهء دلفروز مقر رايات فيروز گشت . از آنجا عازم بهبهان و در رامهرمز 597 والى حويزه با مشايخ اعراب و بيگلربيكى كوه گيلويه با رؤساى آن مملكت ، ادراك سعادت تقبيل ركاب نصرت انتساب نمودند . حسنعلى بيك معيّر الممالك نيز از جانب شاه جمجاه وارد اردوى معلّى ، و در ازاء فتح شيراز افسر مكلل 598 بگوهر براى آن حضرت و سيصد دست خلعت براى رؤساى سپاه آورده ، خبر رسانيد كه حضرت شاهى مهد عليا را كه اشرف بوساطت مياصديق و ملا زعفران از شيراز به زرقان فرستاده بود ، مخصوص شبستان آن جناب ساخته‌اند . چون شاه والاجاه در ايّام توقف در خراسان هميشه بشاهزاده رضا قلى ميرزا نويد مصاهرت 599 مىدادند ، درين وقت كه معير الممالك وارد شد ، مجددا او را باتفاق ميرزا ابو القاسم كاشى ، كه در ركاب بود ، روانهء دربار شاهى كرده و از حريم سلطنت ازدواج يكنفر از بنات 601 مكرمات خاقان مغفور را به جهت شاهزاده رضا قلى ميرزا خواهشمند شده 600 ، پيغام دادند كه چون غازيانرا حق السعى 602 درين دولت هست ، هرگاه خراسان را از ممالك
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « احشام صحرانشين گل و اغنام بيابان‌گرد سنبل » ( 2 ) - سوره 50 ، آيه 5 ، معنى : « رويانيديم در آن از هر جفتى خوش آينده . » ( 3 ) - در نسخ « ح » و « ط » عبارت بين دو ستاره وجود ندارد . ( 4 ) - در نسخ « ح » و « ط » « بجامه بوته‌دار برو دوش آنها را پيراستند . »
جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 116 | ميرزا مهدي خان استر آبادى