تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهانگشاى نادرى ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
حضرت متوجه مازندران گشتند و شاه طهماسب را در اشرف 488 متوقف ساخته ، خود با جيوش بحر خروش « 1 » عازم بارفروش 489 گشتند . محمد على خان كه از توجه موكب منصور انديشه‌مند ، و به سمت آمل 490 رفته بود . بعفو خطاپوش آن حضرت مستظهر گشته ، بازآمد . چون ذو الفقار خان كه از غايت تهور چند منزل پيشتر از محمد على خان ، پيشخانهء 491 صبر و قرار را بكوهستان لاريجان 492 فرستاده بود . لذا مقرر شد كه حكام و اهالى گيلان راه فرار به آن خيره‌سر گريز پاى مسدود نمايند . مشار اليه كه كوچهء گريز را بسته يافت ، روى عزيمت برتافت ، و با جمعيت خود بصولت شير و جرأت موش بجانب بارفروش شتافت . هرچند كه دربارهء او عفو و اغماض مكنون ضمير انور مىبود ، لكن آن كم‌عقل زياده‌سر ، غرور از دماغ بيرون نكرده ، با جماعت اطرافى در كمال رعنايى و خودنمايى عزم آمدن كرد . در حين ورود شروع بشليك « 2 » و انداختن زنبورك و تفنگ كرده ، طنطنهء شوكت خود را گوش زد دور و نزديك ساخت . چون اين حركت از رويهء ادب دور و آثار فساد از ناصيهء حال او جلوه‌گر عرصهء ظهور بود . بعد از ورود بپيشگاه حضور ، دوش « 3 » او را كه هواى سرگرانى در سر داشت از بار سر سبك ساختند . و بنا بر آنكه خوار 493 و ورامين 494 و طهران در تصرّف افاغنه بود ، جمعى را بمعابر و شوارع آن سمت تعيين ، و فوجى را بسركردگى محمد زمان خان شاملو بمحافظت راه سمت سمنان ، و حسين قلى خان زنگنه را بسردارى گيلانات كه در تصرف روسيه بود ، مأمور و مقرر ساختند كه باتفاق اوغورلو خان زياد - اوغلى ، در منتهاى ولايت مازندران بمحافظت حدود گيلان پردازند . چون عزيمت سفر هرات در خاطر آن حضرت تصميم داشت ، بعد از آنكه رخنه گران فتنه‌جو را از عرصهء دولت زايل ، و از انتظام مهام مازندران فراغ حاصل
هامش
( 1 ) - در نسخهء « ح » : « حضرت ظل اللهى خود با جيوش بحر خروش » ( 2 ) - در نسخهء « الف » و « ه » : « شلنگ » ( 3 ) - در نسخهء « ح » : « دوش او را از بار سر راحت ساختند . »