تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
شايد يكى از قبيله‌هاى اطراف اين آتش را افروخته باشد ، ولى او منكر شد و مطمئن بود كه قبيله‌هاى اطراف چنين جمعيتى ندارند . « 1 » روز بعد ابوسفيان خود را به سپاه اسلام رساند . عباس ، عموى پيامبر ( ص ) كه بتازگى به آن حضرت پيوسته بود . با اجازهء وى ابوسفيان را بر ترك خود نشاند و در ميان اردوگاه گردش داد . ابوسفيان از انبوهى و عظمت سپاهيان اسلام شگفت زده شده بود و با ناباورى مىديد كه همهء قبيله‌هاى قدرتمند مدينه و نيز قبيله‌هاى ميان راه مكه و مدينه به اسلام گرويده‌اند . وحشت سراسر وجودش را فراگرفته بود . او كه سقوط نه چندان دور مكه را حتمى ديد ، خدمت رسول خدا ( ص ) آمد و براى نگهدارى جان خود از خطر مرگ اظهار اسلام كرد . « 2 » به اين ترتيب ، اولين گام ورود به شهر برداشته شد ، چون مكه اينك رئيس و فرماندهى نداشت كه در مقابل سپاه اسلام مقاومت كند .

چگونگى ورود به شهر

رسول خدا ( ص ) هيچ گاه از مكر دشمن غافل نبود و در يك اقدام نظامى ، همهء جنبه‌ها را رعايت مىكرد . با آنكه ابوسفيان اسلام آورده بود و از نيروهاى نظامى قريش هم خبرى نبود ، احتمال مىرفت كه نيرنگى در كار باشد ونيروهاى دشمن در خارج شهر سنگر گرفته باشند و پس از ورود پيامبر ( ص ) هجوم بياورند . در صورت ورود سپاه از يك راه و غافل ماندن از راههاى ديگر ، احتمال چنين خطرى افزايش مىيافت . از اين رو حضرتش به سپاهيان اسلام فرمان داد كه از چهار نقطه وارد شهر شوند و توصيه كرد كه جز در صورت ناچارى با كسى نجنگند تا مكه بدون جنگ فتح شود . پس از صدور اين فرمان ، به پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه فرمانده يكى از يگانها سخنى گفته است كه از آن بوى انتقام و خونريزى مىآيد . حضرت بىدرنگ به اميرمؤمنان ( ع ) دستور داد كه برود و
هامش
( 1 ) - پيامبر و آيين نبرد ، ص 452 - 453 . ( 2 ) - ر . ك . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 46 .