تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
فرماندهى كل سپاه با رسول خدا ( ص ) بود و هر قبيله‌اى نيز فرماندهى داشت . براى شناسايى قبيله‌ها از يكديگر ، هر كدام پرچمى مخصوص با خود حمل مىكرد . سازماندهى سپاه اسلام بر اساس معيارهاى آن دوره و به شيوهء قبيله‌اى بود و اين خوبى را داشت كه افراد با روحيهء يكديگر آشنا بودند و تفاهم و همدلى بيشترى داشتند ؛ در نتيجه بهتر با هم كار مىكردند ، چنان كه در سازماندهيهاى نوين نيز رهبران نظامى همواره در نظر دارند كه افراد دسته‌هاى نظامى با يكديگر آشنا باشند و رابطهء آنها بر اساس دوستى استوار باشد . « 1 » سپاه اسلام اين ويژگى را بطور كامل دارا بود و همه با اعتقاد كامل به هدف و يكدل ، راه مكه را در پيش گرفته بودند .

ه - نمايش قدرت در نزديك مكه

وقتى سپاه اسلام در نزديك مكه اردو زد ، نوبت به انجام كارهايى رسيد كه دشمن را بترساند تا انديشهء مقاومت به ذهنش خطور نكند . مكيان كه تا آن وقت از آمدن سپاه اسلام بىخبر بودند ، هيچ گونه آمادگى دفاعى نداشتند . شهر مكه نيز حصار و بارويى نداشت و به آسانى قابل نفوذ بود . نكتهء جالب اينكه در جنگ احزاب رسول خدا ( ص ) اخبار لشكركشى قريش را چنان سريع دريافت كرد كه موفق شد پيش از رسيدن دشمن خندقى دراز و پرپهنا برگرد شهر حفر كند ، اما مكيان در اين جنگ تا زمان رسيدن سپاه ده هزار نفرى اسلام در نزديكيهاى مكه از وجود آن كاملا بىاطلاع بودند و اين نبود مگر در سايه هوشيارى پيامبر ( ص ) . به هر حال ، رسول خدا ( ص ) براى مرعوب ساختن دشمن از تاكتيك بزرگ نمايى سپاه اسلام استفاده نمود و آن را به دو روش اجرا كرد : افروختن آتش در شب و نشان دادن عظمت لشكر اسلام به رئيس مكه . آن حضرت براى نشان دادن فراوانى تعداد سپاهيان اسلام به مكيان ، دستور داد كه شبانه تمام افراد سپاه در اردوگاه آتش بيفروزند . با اين فرمان حدود ده هزار آتش افروخته شد كه از راه دور قابل مشاهده بود . ابوسفيان در اطراف مكه بود و از ديدن آتش شگفت زده شد . يكى از همراهانش به وى گفت :
هامش
( 1 ) - روحيهء جنگى ، اف - ام - ريچاردسون ، ترجمهء معاونت پژوهشى دانشگاه امام حسين ، ص 7 .