تعداد پانزده تن از مبلغان اسلام را به شهادت رسانده يا زخمى كرده بودند و فرستادهء پيامبر ( ص ) به نزد حاكم « بُصرى » نيز در قلمرو دولت غسانيها ترور شده بود . « 1 »
تحمل اين گستاخيها براى رسول اكرم ( ص ) ممكن نبود ؛ هر چند جنگ با روميان نيز آسان نبود ، اما حيثيت و اقتدار حكومت اسلامى بايد حفظ مىشد . تنها راه برخورد هم انجام عمليات نظامى بود و تجربه نشان داده بود كه دشمن جز زبان زور نمىفهمد . پيامبر خدا ( ص ) بيقين از پيامد اين نبرد آگاهى داشت و مىدانست كه رويارويى با يك امپراتورى قدرتمند خطرهايى به دنبال خواهد داشت ، با اين وجود ضعف نشان دادن در مقابل يك قدرت بزرگ را روا نمىدانست .
الف - جنگ نابرابر
جنگ موته مصداق كامل يك جنگ نابرابر بود . تعداد سپاهيان اسلام سه هزار تن بود و با پيش بينى ابتدايى كه از ميزان نيروهاى دولت دست نشاندهء روم مىشد ، كافى به نظر مىرسيد . ليكن وقتى در نقطهاى به نام معان رسيدند ، متوجه شدند كه هرقل با سپاه دويست هزار نفرى به سوى آنان در حركت است . « 2 » اين تعداد براى مسلمانان قابل پيش بينى نبود و بنابراين رويارويى با آنها دشوار مىنمود .
سازماندهى سپاهيان روم نيز نسبت به سپاه اسلام پيشرفته بود . روميان طى ساليان دراز جنگ با ايران ، تجربههاى فراوانى كسب كرده بودند و سازماندهى نيروهاى رزمندهشان چيزى شبيه سازماندهى امروزى بود . هر سپاه از سه « كردوس » تشكيل مىشد و هر كردوس شامل سه گروه و هر گروه دو فوج و هر فوجى صد نفر بود . « 3 » در حالى كه سپاه اسلام از چنين سازماندهى پشرفتهاى برخوردار نبود .
با توجه به مسائل ياد شده ، مسلمانان پس از رسيدن به معان در كار جنگ دچار ترديد شدند و عدهاى نظر دادند كه نمايندهاى به مدينه بفرستند و از پيامبر ( ص ) كسب تكليف
هامش
( 1 ) - طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 127 - 128 .
( 2 ) - الكامل فى التاريخ ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 235 .
( 3 ) - تاريخ تمدن اسلام ، جرجى زيدان ، ج 1 ، ص 167 .