بازخورد . امعاى او برهم پيچيد و المى سخت آغاز نهاد ، و در آن الم جان بسپرد .
و مآل حال ايشان بعد از وقوع آن مصائب و حدوث آن رزايا آن بود كه على پسر مأمون بن محمّد جاى پدر بگرفت ، و لشكر بر او بيعت كردند ، و حكم او در ولايت جرجانيّه و خوارزم نفاذ يافت ، و به قرار معهود باز رفت .
و وراثت ملك رضى نوح بن منصور به ولى عهد ابو الحارث منصور بن نوح رسيد ، و بيعت طبقات لشكر بر امارت و سلطنت او منعقد شد ، و او خزاين موروث و ذخاير مدفون بر ايشان تفرقه كرد . و وزير ابو المظفّر بزغشى بر قاعدهء خويش بر مسند وزارت مقيم و مستقيم بود .
امّا ناصر الدّين سبكتگين در حيات خويش پسر خود اسمعيل را ولىّ عهد كرد ، و وصايت عيال و اطفال و مخلّفان به دو تفويض فرمود ، و چون وعدهء حق به امضا رسيد ، كافّهء اولياء و حشم متابعت رايت او به امضا رسانيدند ، و او خزاين مختوم و دفاين معلوم و جميع ذخاير به تفريق رسانيد ، و مجموع آن اعلاق در وجوه ارزاق طبقات حشم انفاق كرد .
و امّا فخر الدّوله .
جماعت ديلم بعد از وفات او بر پسر او مجد الدّوله ابو طالب رستم جمع شدند ، و او را بر تخت مملكت و سرير امارت نشاندند ، و از ديوان عزيز او را مجد الدّوله و كهف الملّه لقب دادند ، و تتمهء احوال هريك در موضع خويش ايراد افتد .
و چون تاج مملكت و سرير سلطنت به رواء انيق و لقاء بهى ابو الحارث منصور بن نوح آراسته شد ، و او در مطلع عمر و اوان شباب و طراوت جوانى بود ، و انوار نجابت و اصابت بر تباشير روى او واضح ، و آثار نجح و اقبال از حركات و سكنات او لايح ؛ وزارت بر ابو المظفّر بزغشى بر قاعده مقرّر داشت ، و زمام كفايت امور و كفالت جمهور به فايق تفويض كرد ، و عبد اللّه بن عزير از
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٦٩