ترتيب داد .
و بعد از حادثهء ابو نصر بن ابى زيد ، ملك نوح مونس خادم را به حضرت ناصر الدّين فرستاد ، و در تفويض وزارت به كسى از كفات كه نظم امور به راى او منوط و مضبوط باشد مشورت كرد . ناصر الدّين اين اختيار با راى ملك تفويض كرد ، و به خدمت هركس كه راى او اقتضا كند از وزراء ملتزم شد .
اختيار بر ابو المظفّر بزغشى افتاد ، و او در ملابست آن منصب آثار حصافت و دلايل صرامت ظاهر گردانيد و آيين خوب نهاد ، و تا خاتمت عمر ملك نوح مباشر وزارت بود .
و امير ناصر الدّين با بلخ رفت ، و امير سيف الدّوله با نيشابور شد ، و ابو الخير بن ابى على سيمجور به ناحيت قاين مقيم شد ، و چون خبر هزيمت پدرش به در طوس به دو رسيد به رى رفت ، و به اهتمام فخر الدّوله التجا ساخت . او دربارهء او ابواب اشفاق و اشبال تقديم فرمود ، و هر ماه پنجاه هزار درم بر سبيل مشاهره به نام او مطلق داشت ، و به مزيد كرامات و اقسام انعامات هروقت مراعات مىكرد ، هم از جهت رعايت شرف ابوّت ، و هم سبب اظهار مباهات به مثول در حضرت او . و مدّتى پيش او در مفترش عافيت و منزل رفاهيت روزگار گذرانيد ، تا نحوست طالع و شقاوت بخت او را در هاويه و باديهء نقمت انداخت ، و به سبب ميلى كه به منظورى داشت به نيشابور رفت ، و خيال بست كه در پردهء خفا و كلّهء اختفا به مراد خويش محتظى تواند شد ، ناگاه پيرامون مستتر او فرو گرفتند ، و مكتوف و ملهوف بيرون كشيدند ، و به بخارا فرستاد ، تا قضاى بارى تعالى در او نافذ شد ، و فذلك حال او به موجب حساب پدر به پايان رسيد .
و اميرك طوسى در جمله سپاه سيف الدّوله منتظم بود ، تا عزم نهضت ماوراء النّهر و كفايت كار لشكر ترك محقّق شد . در اثناى آن حال به تهمتى و ريبتى از او خيال افتاد . احتياط چنان اقتضا كرد كه او را بگرفت ، و فرع واقعهء او
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٦٦