قالب مفارقت نموده ، و غراب تيغها از جيفهء كفّار محتظى گشته ، و ضباع و سباع از رخص آن مراتع به فراخى رسيده ، و چندين هزار برده از ذرارى و جوارى به دست اهل اسلام افتاد ، و از مواشى و غنايم اغنام چندانكه محاسب از حصر آن عاجز آيد ، و بقاياى آن مدابير برميدند و راه هزيمت گرفتند ، و بشارت اين فتح عظيم و نجح جسيم به جملگى ديار اهل اسلام برسيد ، و دلها بياراميد و جانها بياسود .
و بر عقب اين فتح طغان خان را عمر به آخر رسيد ، و روح او به فردوس اعلى پيوست ، و ملك بر برادر او كه در تقوى و راى و كفايت موافق سيرت و مطابق سريرت او بود قرار گرفت ، و بر قضيّت موافقتى كه طغان خان را با سلطان رفت ، و سوابق مصافات او به لواحق مؤاخات و موالات معمور گردانيد .
و در عهد ايلك خان سلطان عقيلهاى از مخدّرات اولاد او از بهر امير ابو سعيد [ 62 ] مسعود نامزد كرده بود ، در اين ايّام سفيران به اتمام آن وصلت وساطت كردند ، و از ثقات حضرت سلطان جمعى از جهت نقل آن درّهء يتيمه برفتند ، تا آن وديعت به مصبّ استحقاق رسانيد ، و جمهورى از مشاهير علما و ائمّه در خدمت مهد او به بلخ آمدند و آن وديعت باز سپردند ، با محمولات و اموالى كه داشتند ، به بلخ اين وليمه و زفاف اين كريمه تمام شد .
سلطان بفرمود تا پيش از وصول ايشان در بلخ آذين بستند و شهر بياراستند ، و از هر انواع تجهيز و تزيين هيچ باقى نگذاشتند ، سلطان هرات به دو داد ، و او را در سنهء ثمان و اربعمايه روان كرد ، و او به هرات آمد ، و آيين داد و عدل پيش گرفت .
و ابو احمد محمّد بن يمين الدّوله را از عقايل اولاد ابو نصر فريغونى كريمهاى از بهر او بخواست ، و اعمال جوزجان به دو داد ، و پسر مهران را به وزارت او معيّن كرد ، و رعاياى آن بقعه را دلها بر مهر او قرار گرفت ، و اللّه اعلم بالصّواب .
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص١٦١