تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
جوشان و خروشان ديد ، روى بتافت و با مرو آمد تا به راه بيابان برود . طريق اجتياز متعذّر بود و چاهها مطموم و راهها مطموس . روى با سرخس نهاد . محسن بن طاق كه امير اغوز بود ، راه بر او بگرفت و به ممانعت او برخاست . سباشى تگين بر او ظفر يافت . او را بگرفت و به دو نيم كرد ، و خلقى از جانبين هلاك شدند . سباشى تگين مكنت مقام و فرصت استجمام نيافت ، به ابيورد شد ، و از آنجا به نيشابور رفت ، و از هر مرحله كه رحلت مىكرد ، ارسلان جاذب فرو مىآمد ، مانند روز در عقب شب بود . عاقبت به جانب سيستان برون شد ، و لشكر بر عقب او پياپى مىرفت تا به حدود جرجان افتاد ، و خود را در ميان مخارم و آجام آن نواحى انداخت . و گردان گيلان دست قتل و نهب بر او زدند ، و نكايتى عظيم به اصحاب و احزاب او رسانيدند . جمعى از اتباع او در پناه حمايت و امان شمس المعالى گريختند ، و او به راه دهستان با نسا آمد ، و بقاياى اثقال خويش به على بن مأمون خوارزمشاه فرستاد ، و از جهت ايلك خان به وديعت بسپرد ، و جمعى از رجّالهء لشكر و بازماندگان حشم در مصاحبت آن روان كرد ، و به راه بيابان روى به مرو نهاد . سلطان به انتظار ارسلان جاذب به طوس مقيم بود . چون خبر يافت كه سباشى تگين به راه بيابان بيرون آمد ، بر راه مرو نهضت كرد تا پيش او بگيرد و او را در دام انتقام كشد . چون سلطان برسيد او از بيابان گذشته بود ، ابو عبد اللّه الطائى را با لشكر عرب بر عقب او روانه كرد ، و در ميان بيابان كه آب جز لعاب شيطان نبود ، و سبزى جز در صفحهء تيغ ننمود ، شمشير در حشم او بستند ، و برادر او را با هفت [ صد ] كس از وجوه افراد و رؤوس قوّاد او بگرفتند ، سلطان بفرمود تا [ از ] تيغ هريك تخت‌بندى ساختند و بر كتف او نهاد ، و همه را به غزنه بردند ، [ 48 ] تا جهانيان از شومى شقاق و نقض ميثاق ايشان اعتبار گيرند .