تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

ذكر گذشتن ايلك خان از جيحون

روزگارى ميان سلطان و ايلك خان موافقت قائم بود ، تا به دست عقارب فساد و تضريب مكايد حسّاد مراير مودّت منقطع شد ، و نواير خصومت مشتعل گشت . ايلك فرصت امكان مجاهرت و مكاشرت نگاه داشت . چون رايات سلطان دوردست افتاد و به حدود مولتان نهضت كرد ، و عرصهء خراسان از كمات دولت و حمات حضرت خالى ماند ، سباشى تگين را كه خويش و صاحب جيش او بود ، با لشكرى فراوان به خراسان فرستاد ، و جعفر تگين را به رسم شحنگى به دار الملك بلخ گماشت . و ارسلان جاذب والى طوس به هرات مقيم بود ، مأمور از قبل سلطان كه چون از طرفى وهنى حادث شود ، و از جانبى خللى متولّد گردد با غزنه نشيند . از هرات رحلت كرد ، و به غزنه رفت ، و سباشى تگين به هرات آمد ، و الحسين ابن نصر را به تحصيل وجوهات و ترويج ابواب المال به نيشابور فرستاد . جمعى از اعيان خراسان به موالات و ممالات ايشان برخاستند سبب امتداد ايّام سلطان و انقطاع اخبار . وزير ابو العبّاس الفضل بن احمد در حفظ مسالك و ضبط ممالك تا حدود باميان و پنجهير احتياط بليغ به جاى آورد ، و مداخل و مخارج آن نواحى به مردان كار و محافظان هشيار سپرد ، و از حال ايلك و تورّد در عرصهء ملك به سلطان مسرعان دوانيد . سلطان مهمّات آن طرف مهمل فرو گذاشت ، و چون برق خاطف و ريح عاصف سهول و ظراب و سهوب و شعاب آن مسافت در نورديد ، و به اندك مايه روزگار به غزنه آمد ، و از تركان خلج جمعى بانبوه و لشكرى بشكوه جمع كرد ، و چون بحر موّاج و سيل ثجّاج به بلخ آمد . جعفر تگين چون ديو از لاحول گريزان به جانب ترمذ برون شد . سلطان ، ارسلان جاذب را با ده هزار سوار به سر راه او فرستاد ، سباشى تگين چون به كنار جيحون رسيد ، آن ديار از غوغا
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 120 | رشيد الدين فضل الله همدانى