تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

ذكر غزوهء مولتان

ابو الفتح والى مولتان به رجس اعتقاد و قبح الحاد موصوف و معروف بود ، و اهل خطّهء مولتان را به راى و هواى خويش دعوت مىكرد ، و خلايق را در مزلّهء ضلالت و مهلكهء جهالت مىانداخت . حال او به سلطان انها كردند ، حميّت اسلام و غيرت دين او را بر كفايت و حسم مادّهء معرّت او باعث و محرّض گشت ، در تتميم اين كار استخارت كرد ، و همّت بر اين مهمّ دينى گماشت ، و آمادهء كار شد ، و لشكرى بسيار جرّار جمع كرد . چون نقّاش ربيع نقشهاى بديع بر اطراف كوه و هامون نگاشت ، آهنگ ناحيت مولتان جزم كرد . با انندپال پادشاه هند كس فرستاد ، تا در واسطهء مملكت خويش راه بدهد تا لشكر اسلام بگذرد . او دست ردّ بر روى التماس سلطان نهاد ، و راه تمرّد و تنمّر پيش گرفت . سلطان از اين سبب در خشم شد ، و نيّت مثنّى كرد . در يك پرده دو نوا آغاز نهاد ، و جازم شد كه بيضهء ملك و آشيانهء دولت او به صرصر قهر بر باد دهد . بفرمود تا دست نهب و ارهاق و هدم و احراق بر ديار و امصار او دراز كردند ، و [ انندپال ] را از مضيقى به مضيقى مىانداخت ، و حواشى حوزهء ملك او مىستد ، و اطراف و حوالى ولايتهاى او باز مىبريد ، تا او را به نواحى كشمير انداختند . چون ابو الفتح والى مولتان مشاهده كرد كه با [ انندپال ] كه طود رفيع و سدّ منيع هند بود آن رفت ، دانست كه جايى كه ببر و هزبر گريزان روند ، ارانب و ثعالب را مجادلت ممكن نگردد ، و مكنت [ 47 ] مقاومت صورت نبندد . خزاين و دفاين خويش بر پشت افيال و احمال به سرنديب برد و مولتان بازگذاشت . [ چون ] سلطان بدان نواحى رسيد . و از عقايد ايشان استكشاف كرد ، همه را در مخابط ضلالت و مهابط جهالت ديد ، و شهرى كه مسكن و متوطّن ايشان