تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

خروج ابو ابراهيم اسمعيل بن نوح و آنچه ميان او و ايلك خان و امير نصر بن ناصر الدّين حاصل شد

چون ايلك خان بخارا بگرفت ، ابو الحارث مكحول و ابو ابراهيم و ابو يعقوب فرزندان نوح بن منصور را به دست آورد ، و اعمام ايشان ابو زكريّا و ابو صالح [ غازى و ابو سليمان ] و ديگر بقاياى ارومهء سامانى را بگرفت و بازداشت هر يك را مفرد در حبسى تا اتّفاق نكنند . ابو ابراهيم چادر كنيزكى كه به تعهّد و تفقّد ايشان قيام مىنمود در سر كشيد و از محبس خويش بگريخت . در خانهء پيرزنى از عجايز بخارا متوارى شد ، تا فورت حادثه و سورت واقعهء او تسكين يافت ، و طمع از او ببريدند . در زىّ تنكّر به خوارزم گريخت و به انتصار و طلب ثار متشمّر شد . بقاياى دولت آل سامان روى به وى نهادند . حشمى تمام فراهم آمد ، و ارسلان بالو كه حاجب او بود به بخارا تاختن كرد ، و جعفر تگين را با هفده كس ديگر از معارف امراى خان اسير گرفت و به جرجانيه فرستاد ، و ديگران جان بپيش ايلك خان بردند . ارسلان بالو به حدود سمرقند بر اثر ايشان مىرفت و نكايتها مىرسانيد . چونه به قنطرهء كوهك رسيد ، تگين خان شحنهء سمرقند از قبل ايلك خان با لشكرى تمام آنجا مقيم بود . منهزمان بخارا ضميمهء ايشان شدند و به اتّفاق روى به ارسلان نهادند . ارسلان روى از ايشان برنتافت و به محاربت بيستاد ، و ايشان را بشكست و بنهء ايشان به غنيمت بياورد . و منتصر به بخارا آمد ، و بخاريان به قدوم او شادمانگى نمودند ، و همديگر را تهنيت مىكردند . چون ايلك خان از اين حال آگاه شد ، لشكر كشيد ، و ارسلان بالو با حضرت منتصر آمد ، [ 34 ] و مصلحت وقت در آن ديد كه به آمل شط آمدند ، و مال از نواحى حاصل كرده ، روى به ابيورد نهادند ، و
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 88 | رشيد الدين فضل الله همدانى