تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

ذكر فرستادن خلعت امير المؤمنين القادر باللّه به سلطان يمين الدّوله و أمين الملّة

خليفه القادر باللّه خلعتى گرانمايه به سلطان فرستاد كه مثل آن به هيچ‌كس نداده بودند ، و او را يمين الدّوله و امين الملّة لقب داد . سلطان آن تشريف كه از حضرت نبوّت و موقف خلافت بدان كرامت و سعادت يافته بود ، درپوشيد و بر تخت سلطنت نشست ، و امراى خراسان و بزرگان اطراف در مجلس او صفها كشيدند ، و به خدمت تخت او كمر طاعت بستند . سلطان هريك را به عوارف سنى و عوايد هنى بنواخت ، و به خلعتهاى ثمين و بخششهاى بىاندازه مشرّف گردانيد ، و حكم سلطنت در نصاب ثبات مقرّر گشت ، [ 33 ] و دلهاى خاصّ و عام و وضيع و شريف بر مطاوعت او قرار گرفت ، و احوال ممالك خراسان در كنف ايالت و كفالت او متّسق و منتظم شد ، و هر سال نيّت غزوى در ديار هند از براى نصرت اولياى دين و قمع اعداى اسلام نذر كرد . و اللّه اعلم بالصّواب .

ذكر بازگشتن عبد الملك بن نوح با بخارا

چون عبد الملك بن نوح و فايق از آن هزيمت به بخارا رسيدند ، و بكتوزون به ايشان پيوست و لشكرهاى متفرّق جمع شدند ، ديگربار خيال استقلال و اميد انتعاش و ارتياش بر مزاج ايشان مستولى شد . انديشهء استيناف مناجزت و مبارزت پيش گرفتند ، و فايق كه روى رزمه و طرز حلّه و عمدهء جمله بود ، در اثناى اين حال فرو شد . از آن سبب مراير عزيمت ايشان متنقّض شد ، و انواع ضعف و انخزال در ضماير و سراير ايشان متمكّن گشت . و ايلك خان به بخارا آمد ، و از سر مخادعت و مماكرت با عبد الملك طريق